نشر عدالت
ساعتى عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است كه شب‏هایش به نماز و روزهایش به روزه بگذرد
عنوان : حقوق شهروندی در مكتب حقوقی اسلام
توضیحات :             

ركن اساسی آئین اسلام، و حقوق شهروندی آن كه در تمامی عرصه ها اثر خود را می گذارد، اندیشه ناب و كامل توحید است. از دیدگاه اسلام، نه تنها خداوند متعال خالق هستی است (توحید در خالقیت) بلكه همو به تنهایی و بدون هیچ شریكی جهان را تدبیر می كند (توحید در ربوبیت تكوینی) و نیز قوانین حاكم بر شهروندان و جوامع بشری را وضع می كند(توحید در ربوبیت تشریعی) و شهروند مكلف است كه تنها از دستورات و قوانین او اطاعت كند (توحید در عبودیت) . تا بتواند شهروندی نمونه برای باری تعالی بوده و با عمل به حقوق شهروندی که از طرف شارع مقدس وضع شده سعادت دنیا و آخرت خود را تضمین نماید

سیستم حقوقی اسلام نیز از این قاعده مستثنی نیست و بنابراین قواعد حقوق شهروندی، همه به جعل و اعتبار الهی، اعتبار و مشروعیت پیدا می كنند، البته در جای خود ثابت شده است كه جعل حكم و قانون توسط خداوند حكیم, علیم، هرگز گزاف نبوده و دستورات او بر اساس واقعیات جهان هستی و واقعیات انسان و شناخت كامل از حق و حقوق شهروند و نیز مصالح و مفاسد نفس الامری در جهت رسیدن به كمال مطلوب و حقیقی او است. واقعیات، مصالح و مفاسدی كه جز خداوند، كسی بر آنها آگاهی كامل ندارد چرا كه او خالق هستی و انسان است و به همین جهت جعل قانون هم اختصاص به او دارد. تا با جعل قوانین و مقررات شهروندی توسط قادر متعال و عمل نمودن به این قوانین توسط مخلوق هدف خلقت انسان محقق تا شهروندان بتوانند با کمال آرامش و رفاه و برابری در دنیا زندگی کرده و آخرت خود را نیز در سایه عمل به همین دستورات که دنیایشان آباد شده آخرتشان نیز آباد گردد

 

تبیین حقوق شهروندی در اسلام:

نظر اسلام، نه همچون مكتب حقوق طبیعی است، كه ملاك قوانین و قواعد حقوق شهروندی را تنها واقعیات عینی بداند و نه مانند مكتب حقوق عقلی محض است كه تنها دستورات عقل عملی را ملاك حقوق و قانون قرار دهد، و نه همانند مکتب حقوق پوزیتوبیستی است , كه قانون و حقوق شهروندی را دارای ماهیتی صرفاً قراردادی و اعتباری بداند، بلكه قواعد حقوقی اسلام، ماهیتی دو رویه و مزدوج دارد، یعنی دارای ماهیتی ‹‹ اعتباری – واقعی›› است اعتباری است از آن جهت كه متعلق جعل و ارادة خداوند قرار گرفته است و واقعی است از آن جهت كه ارادة تشریعی الهی همسوی با ارادة تكوینی اوست و در نتیجه قوانین اسلام در تبین حقوق شهروندی مبتنی بر واقعیات و مصالح و مفاسد نفس الامری است.

بنابراین می توان گفت:

(( قواعد حقوقی اسلام، نه صرفاً واقعیتی مكشوف است و نه صرفاً اعتباری مجعول، بلكه اعتباراتی است مبتنی بر واقعیات، اعتباراتی كه اعتبار كننده و جاعل آن خداوند علیم و حكیم است و برای شهروندان قوانینی بر اساس عدالت و برابری وضع نماید.

 

مبنای مشروعیت قوانین شهروندی:

نگاه اسلام نسبت به معیار مشروعیت قواعد حقوقی با نگاه دیگر مكاتب حقوقی متفاوت است. چرا كه از یك سو از نگاه مكاتب طبیعی و عقلی مبنای مشروعیت، انطباق قاعدة حقوقی با طبیعت و حكم عقل است هر قاعده حقوق شهروندی كه از این وصف برخوردار باشد مشروع است، اگر چه دولت و مردم آنرا نپذیرد و هر قاعده ای كه فاقد این وصف باشد، نامشروع است اگر چه مورد قبول دولت و مردم باشد و از سوی دیگر از نگاه مكاتب حقوق پوزیتویستی برعكس نگاه مكاتب حقوق طبیعی و عقلی – مبنای مشروعیت، امری اعتباری است. هر قاعده ای را كه دولت یا مردم الزام بدانند قاعده ای حقوقی و مشروع محسوب می شود، اگر چه مخالف قوانین طبیعت و عقل باشد، و بر عكس هر قانونی را كه دولت و یا مردم، الزامی نپندارند، قاعده ای غیر حقوقی و احیاناً نامشروع تلقی خواهد شد، هر چند منطبق بر واقعیات و داده های عقلی باشد از همین رو قواعد حقوقی شهروندی در آنجا دستخوش تغییرات فاحشی می شود.

اما از نگاه اسلام، مبنای مشروعیت، انطباق قاعدة حقوقی با اراده الهی است. هر قاعده و قانونی كه منطبق بر اراده مطلق حاكم بر جهان و انسان، یعنی اراده خداوند باشد مشروع محسوب می گردد، اگر چه مورد قبول دولت و مردم قرار نگیرد و برعكس قاعده و قانونی كه با اراده الهی ناسازگار باشد از مشروعیت ساقط است، هر چند مورد پذیرش دولت و مردم باشد.

 

كیستی قانونگذار در حقوق شهروندی

در همه مكاتب حقوق طبیعی، عقلی و پوزیتویستی، این انسان است كه به گونه كشفی و یا جعلی قانونگذاری می كند. اما در مكتب حقوق اسلام، قانونگذار واقعی فقط خداوند متعال است. البته انحصار حق قانونگذاری به خداوند نتیجه طبیعی جهان بینی توحیدی اسلام است. بر اساس دیدگاه توحیدی و خدا محوری اسلام، پذیرش هر قانونی، بجز قانون الهی، شركت محسوب می شود همان سان كه اطاعت و پرستش هر كسی جز او، شرك تلقی می گردد.

البته ممكن است خداوند، خود به پیامبران و ائمه و یا گماشتگان و جانشینان ایشان اجازة وضع برخی از قوانین و مقررات اجرائی را بدهد. همانطور كه دستور اطاعت از آنان را داده است و روشن است كه در چنین مواردی نه جعل قانون شركت محسوب می گردد و نه اطاعت از غیر خدا چرا كه این دو نیز در واقع تجلی دیگری از توحید عملی انسان است.

پس تنها خداوند است كه اولاً قدرت بر قانونگذاری دارد ثانیاً حق قانونگذاری دارد و جز او كس دیگری نمی تواند و نه حق دارد به این كار دست بزند. مگر آنكه او اجازه دهد.

در این زمینه قرآن با تعابیر مختلف این حقیقت را به انسان می آموزد كه به بعضی از بیانات قرآنی اشاره می كنیم:

بعضی از آیات دلالت دارند كه مردم در موارد اختلافات میان اعضاء جامعه باید به كتاب های آسمانی رجوع كرده آن را حكم قرار دهند.

مثل اینكه می فرماید:

‹‹ كان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الكتاب بالحق لیحكم بین الناس فیما اختلفوا فیه››

] مردم است واحدی بودند خداوند پیامبران را برانگیخت و كتاب خود را همراه ایشان بحق فرستاد تا در میان مردم در مواردی كه اختلاف می كنند حكم كند [

این آیه به روشنی نشان می دهد كه علت و فلسفه وجود دین و فرستادن كتاب آسمانی اینست كه بر جامعه حاكمیت پیدا كند و در اختلافات داوری كند.

از این آیه استفاده می شود كه قبل از پیامبر اسلام و قرآن كریم پیامبران دیگری نیز مبعوث شده اند كه كتابهائی حاوی احكام حقوقی به منظور رفع اختلافات در جامعه با خود داشته اند. آیه دیگری نیز این حقیقت را تأكید می كند كه خداوند در آن می فرماید:

‹‹ شرع لكم من الدین ما وصی به نوحاً والذی اوحینا الیك و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی ان اقیموا الذین و لا تتفرقوا فیه ››

]خداوند آنچه از (قوانین) دین به نوح وصیت كرد و آنچه كه به تو وحی كردیم و آنچه را كه به ابراهیم و موسی و عیسی وصیت نمودیم برای شما مقرر كرد كه دین را بپادارید و در آن اختلاف نكنید [

در بعضی از آیات كسی را كه از جانب خود احكامی را وضع كرده و به جعل قانون پرداخته اند. مذمت می كند و می فرماید:

‹‹ و لا تقولوا لما تصف السنتكم الكذب هذا حلال و هذا حرام لتفتروا علی الله الكذب ان الذین یفترون علی الله الكذب لا یفلحون››

] با آنچه كه زیانتان توصیف می كند به دروغ نگوئید كه این حلال و آن حرام است تا به خدا كذب و افتراء ببندید كه هر كس بر خداوند دروغ و افتراء بندد رستگار نمی شود [

در تعدادی از آیات به پیامبر فرمان می دهد و تنها و تنها و تنها از وحی الهی پیروی كند و از پیروی آراء و هواهای نفسانی دیگران به شدت بپرهیزد.

در یك مورد می فرماید:

‹‹ و لن ترضی عنك الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم قل ان هدی الله هو الهدی و لئن اتبعت اهوائهم بعد الذی جاءك من العلم مالك من الله من ولی و لا نصیر››

] جهودان و ترسایان هیچگاه از تو راضی و خشنود نشوند مگر آنكه آئین آنان را پیروی كنی بگو هدایت فقط هدایت الهی است و اگر، پس از آنچه از علم به تو نازل گشته است، هواها و خواسته های آنان را پیروی كنی از سوی خداوند هیچ ولایت و نصرتی برای تو نیست [

آیات در این زمینه فراوان است كه ما از ذكر آنها صرف نظر می كنیم. از طرف دیگر در بعضی از آیات خداوند پیامبر را به صبر و استقامت و پایداری در برابر خواسته های نامعقول و به پیروی از حق و حقیقت فرمان داده می گوید:

‹‹ فللذلك فادع واستقم كما امرت و لا تتبع اهوائهم و قل امنت بما انزل الله من كتاب و امرت لاعدل بیتكم››

] پس مردم را به سوی خدا دعوت كن و چنانكه مأمور گشته ای پایدار باش از خواسته هایشان پیروی مكن و بگو به كتابی كه خدا فرستاده ایمان آوردم و مأمورم در میان شما عدل و داد برقرار كنم [

در آیات دیگری كسانی كه خلاف خدا حكم كنند فاسق، ظالم و كافر شمرده شده اند.

در تعدادی از آیات حكم منحصر به خدا و مخصوص خداوند ذكر شده می فرماید:

‹‹ ان الحكم الا لله امر ان لا تعبدوا الا ایاه ذلك الدین القیم››

] حكم و فرمان مخصوص خداست اوست كه فرمان داد جز او را نپرستید كه این دین محكم است [

یا می گوید:

‹‹ ان الحكم الا لله یقص الحق و هو خیر الفاصیلن››

] فرمان جز خدا را نیست كه به حق دستور می دهد و بهترین حكم كنندگانست [

 

نتیجه گیری

آیاتی را كه در بالا گفتیم نمونه هائی بود از آیات فراوان دیگری كه با بیانات مختلف نشان می دهند كه جز خدا كسی حق قانونگذاری ندارد او دانا و عادل و بهترین حكم كنندگان است او مالك حقیقی، ولی نعمت و صاحب اختیار انسان است و او دستور زندگی انسان را توسط پیامبران الهی و قوانین اجتماعی را بوسیله كتب آسمانی بر انسان نازل كرده و عقل به انسان فرمان می دهد كه مطیع و فرمانبردار او باشد.

همة پیامبران از جانب خدای یگانه آمده اند تا به هدایت انسان و اصلاح جامعه بپردازند و با ظلم و ستم و خود محوری و طاغوت مبارزه كنند و دین خدا را حاكم بدانند. هیچكس حق ندارد از جانب خود چیزی را حلال یا حرام كند و اوست كه حقوق شهروندان را تبیین و حد و مرز آن را اعلام می كند و انواع حقوق را برای شهروند تعریف می نماید و هر كس كه     چنین نكند خواه بر اساس دیكتاتوری و پیروی از هواهای نفسانی خود باشد و یا بر اساس دموكراسی و پیروی از هواها و تمایلات نفسانی مردم، از چارچوب آئین اسلام خارج شده و در واقع، خود یا جامعه را به جای خداوند، رب، مطاع و فرمانروا قرار داده است.

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سمانه سامانی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات