نشر عدالت
ساعتى عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است كه شب‏هایش به نماز و روزهایش به روزه بگذرد

نظام حقوق شهروندی دینی و الهی

نظام حقوقی یهود( حقوق تلمود)

هر چند آئین یهود از آغاز و در متن تورات مكتوب اولیه مشتمل بر شریعت و قوانین اجتماعی بود اما آنچه امروزه به عنوان حقوق یهودی وجود دارد چیزی است كه تحت عنوان نظام حقوقی تلمود خوانده می شود كه براساس برداشتهای دانشمندان یهودی از كتاب تورات تدوین گردیده است.

تلمود تا امروز مورد قبول دانشمندان وهمه پیرامون آیین تورات بوده است. ومتن آن را ربی یهودا اهناسی ( 135-220م) از دانشمندان بزرگ یهود تكمیل ومدون كرده است. هدف او تسهیل مطالعه و آموزش تورات منقول یا تورات شفاهی بود و به همین جهت نظرهای متضاد دانشمندان مختلف را نیز ذكر كرده و هرگاه به فتوا و رای پذیرفته شده اس رسیده بدان اشاره نموده است. روش او در تدوین احكام دینی به جای آنكه دامنه تحقیق و پژوهش را محدود كند سبب گسترش آن شد. این كتاب دارای دو شرح است1- شرح فلسطینی 2- شرح بابلی كه تقریبا َ 7یا 8 برابر گمارای فلسطینی است. البته آثاز دیگری نیز شبیه میشنا كه به نام توسیفتا ( به معنای ضمیمه و متمم ) خوانده می شود وجود دارد كه هسته اصلی آن به دست دو احتمال می رود كه توسیفتا به صورت كنونی خود در قرن پنجم میلادی تدوین شده باشد

هر چند حقوقدانان یهود بودند كه تمام اموراجتماعی باید از وحی استخراج شود ولی چون احكام تورات شامل همه امور نمی شود و نیاز قانونگذاری را آنطور كه باید تامین نمی كند دست روحانیان یهود برای تغییر و تفسیر متن تورات عملا باز بود. به این ترتیب علاوه بر آنچه در متن تورات آمده است قوانینی از طریق تفسیر آن اضافه شده است. در تلمود این عبارت را به خدا نسبت می دهند كه درمقابل یكی از قضات بنی اسرائیل به نام الیجاح دوبار تكرار كرد فرزندان من مرا شكست دادند (یعنی در استدلال بر من غالب شدند.) بدین ترتیب خدا از عقل این قاضی و قدرت استعدلال او اظهار خشنودی كرده است.

تلمود در طی هزار و چهار صد سال اساس تعلیم و تربیت یهود بود. هر محصل عبرانی مدت هفت سال تمام هر روز 7 ساعت در بحر مطالعه آن فرو می رفت. آن را به صدای بلند قرائت می كرد واز راه گوش و چشم به حافظه می سپرد . روش تعلیم صرفاً عبارت از قرائت و تكرار نبود بلكه مناظره میان شاگرد و معلم ... به این مقصود كمك می كرد. درك تلمود جز به معیار تاریخ میسر نمی شود.

 

2- نظام حقوق شهروندی مسیحی و كلیسایی

حضرت مسیح براساس نقل و تایید قرآن از نظر حقوقی نظام جدیدی را معرفی نكرد بلكه تا حدود زیادی شریعت حضرت موسی را امضاء و تایید نمود. او در احكام و دستورات دینی و اجتماعی یهود تغییر چندانی نداد و تنها بخشی از احكام و مقرراتی را كه بخاطر عقوبت بریهود حرام شده بود. منسوخ كرد. آیاتی از قرآن مؤید این مدعی است:

- خداوند در وصف حضرت عیسی می فرماید:

ورسولا الی بنی اسرائیل.. و مصدقا لما بین یدی من التوراه ولا حل لكم بعض الذی حرم علیكم

وعیسی پیامبری به سوی بنی اسرائیل .. به آنان گفت و آنچه را پیش ازمن از تورات بوده تصدیق می كنم و آمده ام تا پاره ای از چیزهایی را كه بر اثر ظلم و گناه بر شما حرام شده حلال كنم ...

- ونیز:

وعلی الذین هادو حرمنا كل ذی ظفرو من البقر و الغنم حرمنا علیهم شحومهماالا ماحملت ظهورها او الحوایا او مااختلط بعظم ذلك جزینا هم ببغیهم و انا لصادقون

و بر یهودیان هر حیوان ناخن دار = حیواناتی كه سم یكپارچه دارند را حرام كردیم و از گاوه و گوسفند پیه و چربیشان را بر آنان تحریم نمودیم مگر چربیهایی كه بر پشت آنها قرار دارد ویا در دو طرف پهلوها و یا آنها كه با استخوان آمیخته است این را بخاطر ستمی كه می كردند به آنها كیفر دادیم و ما راست می گوییم.

از این دو آیه مستفاد می گردد كه حضرت عیسی همان نظام حقوقی یهود را مطرح كرده و تنها برخی از امور را كه بخاطر عقوبت و مجازات یهود حرام شده بود نسخ كرد. پس می توان گفت برای مسیحیت حقوقی غیر از حقوق یهود نبود ولی دشمنیهای یهود با پیروان حضرت عیسی از یك سو و تصور مسیحیان مبنی بر اینكه آن حضرت به دست یهودیان به قتل رسیده و عواملی دیگر موجب شد كه یهودیان و مسیحیان در طول تاریخ هیچگاه در صف واحدی قرار نگیرند به همین جهت دانشمندان مسیحی در زمینه حقوق و احكام برداشتهای مستقلی از كتاب مقدس و حقوق روم داشته اند این برداشتهای پس از چند قرن به صورت نخستین مجموعه حقوقی كلیسا در حدود سال 1150 م . به دست گراسیانوس تدوین گردید. این مجموعه مواد مختلفی نظیر احكام و مقررات پاپها و شوراهای كلیسائی ونیز عقاید و اصول دینی مراسم و آداب آئین دادرسی عقد و ازدواج احكام مربوط به همه وغیره رانظم بخشید و در سال 1234 نخستین مجموعه حقوق رسمی مسیحیان تدوین گردید و دو مجموعه دیگر نیز در زمانهای متاخر تدوین شد این مجموعه با مجموعه حقوقی گراسیانوس كه در بالا ذكر شد پایه و اساس حقوقی كلیسا را تشكیل می داد.

باید توجه داشت كه حقوق كلیسا در برهه ای از زمان صرفا در محدوده كلیسا قابل اجرا بوده وكلیسا درخارج از محدوده داخلی تابع قوانین دولتهای متبوع خود بوده است و دولتها چون مسولیتی در اجرای قوانین كلیسا نداشتند لذا معمولاً میان حقوق كلیسا و مقررات دولتی وقوانین كشوری تعارضهائی پدید آمد ولی بخاطر شركت برخی از كشیشها در حركتهای انقلابی و مبارزات ملی كه در صدد اصلاح قوانین حاكم بر كشورها بودند بتدریج موجب نفوذ هر چه بیشتر معیارهای دینی و درنظام حقوقی گردید. جنگها ی صلیبی نیز كه قدرت بزرگی را دراختیار پاپ قرار داد خود از عوامل مهم نفوذ حقوق كلیسا در حقوق روم بوده است.

درهر صورت حقوق مسیحیت ویا به تعبیر دقیقتر حقوق كلیسا در طول تاریخ از ویژگی یك نظام كامل حقوقی بی بهره بود و بهمین جهت مسئولیت بسیاری از شكستهای اجتماعی و سیاسی و انحطاط قدرت روم برعهده كلیسا ئیان قرار گرفت و تبلیغات فراوانی راعلیه مسیحیت موجب گشت. سپس سنت اگوستین برای خنثی كردن تبلیغات ضد مسیحیت فلسفه رواقیون راوارد حقوق برخاسته از انجیل و تورات كرد بهمین خاطر كلیسا ئیان توانستند علاوه بر استفاده از متون دینی خویش از فلسفه رواقیون در استنتاجات حقوقی و فلسفی بهره گیرند.

نو آوری اگوستین به منزله انقلاب و تحولی بودكه به عقل بشری اجازه داد كه به عنوان سایه ای از عقل الهی احكام الهی را تفسیر كند. توجیه سنت اگوستین دراین نو آوری آنست كه خداوند علاوه بر اراده اش كه در كتب دینی بیان شده در نظام بخشیدن به امور اجتماعی از عقل خود كه حاكم بر جهان هستی است نیز استفاده كرده و انسان نیز به كمك عقل و دل كه خداوند به او داده است می تواند احكام الهی را تفسیر كند.

حركت انقلابی سنت آگوستین پس از او تقریبا َ در طول قرون متمادی متوقف شد تا آنكه سن توماس دیدگاه وی را تعقیب كرد وانقلاب جدیدی در حقوق مسیحیت به وجود آورد اویك قدم جلوتر رفت و گفت: عقل بشری علاوه بر تفسیر احكام الهی و شكل دهی به آن می تواند همانند كتاب مقدس كاشف از اراده الهی باشد.

 

نظام حقوق شهروندی در اسلام

آخرین نظام حقوقی دینی و الهی كه سایر نظامهای حقوقی جهان را تحت الشعاع خود قرار داد و ملل مختلف از آن استقبال كردند نظام حقوقی اسلام است. این نظام حقوقی كه برخاسته از كتاب سنت و عقل است دركمتر از یك قرن بر نیمی از جهان آن روز حاكم گردید. این استقبال بخاطر امتیازها و برتری هایی بود كه دراین نظام حقوقی در مقایسه با سایر نظامها وجود داشت.

دراین قسمت پس از اشاره ای كوتاه به این امتیازات محتوایی به ویژگی های نظام حقوقی اسلام می پردازیم و پس از آن از منابع حقوق اسلام سخن می گوییم و بالاخره با بحثی از اهداف و مبانی حقوق اسلامی مطلب را به پایان می بریم.

نظام معرفتی اسلام براصولی استوار است كه به چند اصل مهم آن اشاره می كنیم:

1- عالم غیب و شهود در اندیشه ی اسلامی جهان هستی به دو بخش غیب وشهود تقسیم شده است مقصود از عالم شهود جهان مادی است كه با حواس انسان قایل درك می باشد و مقصود از جهان غیب جهان موجوداتی است كه با حواس بشری قابل درك نیست.

براین اساس ایمان به جهان غیب از اوصاف متقیان شمرده شده است:

الذین یؤمنون بالغیب: آنان كه به غیب ایمان دارند.

2- هستی مخلوق الله: دراندیشه ی دینی مجموعه ی هستی یعنی موجودات مجرد ومادی از جمله انسان همه مخلوق و آفریده ی موجودی غیر مادی به نام الله می باشند:

الله خلق كل شی وهو علی كل شی وكیل: خدا آفریننده ی هرچیز است و او برهمه چیز نگهبان است.

3- هدفداربودن خلقت: درنظام معرفتی اسلام مجوعه ی نظام هستی از جمله انسان برا ی هدفی خاص آفریده شده است وتمام هستی بدون استثنا به سوی آن هدف در حركت می باشند.

وما خلقنا السماء والارض ومابینهما بطلا ذلك ظن الذین كفروا فویل للذین كفرو امن النار:

وما آسمان و زمین و آنچه بین آن دواست را بیهوده نیافریدیم این گمان كسانی است ك كفر ورزیده اند پس وای بركافران از آتش دورخ .

و یا

ولله مللك السموات والارض والی الله المصیر

ملك آسمانها وزمین از خداست بازگشت همه به سوی اوست.

4- تدبیر و نظارت برهستی دراندیشه ی اسلامی خداوند تنها خالق موجودات نیست كه گونه ای كه پس از آفرینش آنها را رها كرده درزندگی آنها نقشی نداشته باشد بلكه خداوند خالق ورب هستی است كه موجودات ازجمله انسان راتدبیر و نظارت می كند و براساس عملكر آنان چه رفتار ظاهری و چه رفتار باطنی یعنی اندیشه و فكر آنارا بازخواست خواهد كرد .

لله مافی السموات ومافی الارض وان تبدوا ما فی انفسكم اوتخفوه یحاسبكم به الله فیعفر لمن یشاء ویعذب من یشا ء والله علی كل شی قدیر

 آسمانها و زمین است همه ملك خداست و اگر آنچه در دل دارید آشكارا یا همه را خدادر محاسبه ی شما خواهد آورد آنگاه هركس رابخواهد عذاب كند.

5- زندگی چند مرحله ای انسان: در اندیشه ی اسلامی برای انسان چند مرحله زندگی تصویر شده است كه دراینجا از دو مرحله ی به هم پیوسته و مرتبط با یكدیگر آن یاد می كنیم .

الف زندگی دنیوی: این مرحله از زندگی انسان با تولد او آغاز می شود و با مرگ او پایان می پذیرد دراین جهان انسان از آزادی عمل نسبی برخوردار می باشد كیفیت و كمیت رفتار او درسرنوشت او درجهان و جهان بعدی اثر دارد:

وان لیس للا نسان الا ماسعی وان سعیه سوف یری

وبرای انسان جز آنچه به سعی خود انجام داده است نخواهد بود و این كه سعیش به زودی دیده می شود.

ب-زندگی اخروی زندگی اخروی انسان بامرگ آغاز می شود و ابدی است با این تفاوت كه سعادت وخوشبختی انسان دردنیا بسته به سعی و تلاش او دردنیاست ولی سعادت و خوشبختی اودرآخرت معلول سعی وتلاش اودردنیا ست به تعبیر دیگر جهان آخرت بازتاب عملكر انسان دردنیاست.

ان المتقین فی ظلل وعیون    وفواكه ممایشتهون   كلو واشربو هنیا بما كنتم تعملون

براستی كه پرهیز كاران درسایه ها وچشمه ها قرار دارند و هرمیوه ای كه میل داشته باشند مهیااست خطاب شود بخورید و بیاشامید برشما گوارا باد اینها در مقابل اعمالی است كه انجام می دادید.

6- پذیرش عقل به عنوان منبع شناخت: گرچهه واژه ی عقل درمتون دینی به معانی متعددی به كار رفته است ولی در تمام متون ازعقل به عنوان منبع شناخت جهان از جمله انسان یادشدهاست براین اساس در آیات بسیاری كافران به سبب بهر ه نگرفتن از عقل خود با جملاتی همانند افلا تعقلون سرزنش شده اند با این حال د رمتون دینی بر كارایی نداشتن عقل درتمام موارد تاكید شده است به ویژه دربحث باید ها و نبایدها ی فقهی كه بخشی از آن مربوط به حقوق می باشد . این عدم كارایی عقل مورد تاكید قرارگرفته است چنان كه امام صادق می فرماید:

ان دین الله لا یصاب بالقیاس

بدون تردید دین خدا را باقیاس نمی توان شناخت.

7- پذیرش حواس به عنوان منبع شناخت: انسان در ابتدای تولدو آغاز زندگی دردنیا از طریق حواس با دنیای خارج ارتباط برقرار می كند و آن را می شناسد ولی همه می دانند حواس انسان برای شناخت همه ی پدیده های جهانه به خصوص جهان غیب كارایی ندارد حتی برای شناخت جهان مادی نیز با محدودیتهای بسیاری روبرو می باشد به گونه ای كه كوچك ترین اشتباه انسان در استفاده از حواس موجب اشتباه در شناخت انسان از پدیده های جهان می شود

والله اخر جكم من بطون امهتكم لاتعلمون شیاوجعل لكم السمع والا بصر و الافده لعلكم تشكرون

وخدا شمارا از شكم مادرتان بیرون آورد درحالی كه چیزی نمی دانستید و برای شما گوش وچشم و قلب قرارداد شاید كه سپاس گزار باشید.

ودرآیاتی نیز انسانها برعدم بهره گیری درست ازحواس خود سرزنش شده اند.

افلا ینظرون الی الابل كیف خلقت   والی السماء كیف رفعت والی الجبال كیف نصبت   والی الارض كیف سطحت

ودر آیه ای ضمن پذیرش عقل و حس به عنوان منبع شناخت از اینكه عده ای از آنها به درستی استفاده نكرده اند وگمراه شده ا ند گزارش می كند:

وقالو الو كنانسمع او نعقل ماكنا فی اصحاب السعیر

و گویند اگر شنوایی داشتیم یا تعقیل كرده بودیم امروز اهل آتش سوزان نبودیم .

8- ضرورت راهنمایی انسان به وسیله ی وحی: باتوجه به هدفمند بودن خلقت انسان و نارسایی عقل وحس برای هدایت انسان به ناچار خداوند به وسیله دیگری انسان راهدایت می كند و آن وسیله چیزی جز وحی نیست. برای این كار افرادی از سنخ بشر از میان آنان برگزیده می شوند تا به عنوان واسطه ی میان خداوخلق به وسیله كتاب خدا عهده ار هدایت خلق گردند. دردیدگاه اسلامی آخرین كتاب الهی قرآن و آخرین فرستاده اش حضرت محمد (ص) می باشد:

بدون تردید مابه تو وحی كردیم همانگونه كه به نوح وپیامبران بعداز اووحی كردیم رسولان بشارت دهنده و بیم دهنده تا آنكه پس از فرستادن رسولان مردم حجتی برخدا نداشته باشند خدا همیشه مقتدر و حكیم است.

9- جعل قوانین یا بایدها و نبایدها: برای رسیدن به هر هدفی نیازمند مجموعه ای از باید ها ونباید ها هستیم یعنی باید كارهایی را انجام داد تاانسان رابه هدف نزدیك كند واز طرفی انجام بعضی كارها انسان را از هدف دور می كند كه نباید انجام دهد:

و جاهدو فی الله حق جهاده هواجتبتكم و ما جعل علیكم فی الدین من حرج

و در راه خدا جهاد كنید آن چنان كه حق جهاد است او شما را برگزید و دركاردین برای شما رنج ومشقتی قرار نداد.

10- هدف خلقت انسان: در متون اسلامی برای خلقت انسان اهداف مقدماتی متوسط و نهایی در نظر گرفته شده است كه هدف نهایی قرب الهی الله می باشد كه این كار جز با شناخت خداوند وتسلیم شدن در برابر بایدها و نبایدهای او امكان ندارد.

وما خلقت الجن و الانس الالیعبدون

وجن وانس را بیا فریدیم مگر برای این كه مرا پرستش كنند.

آنچه بیان شدبخشی ازاصول معرفتی اسلام بود در تبیین نظام حقوقی آن نقش دارد گرچه اصول دیگری رانیز می توان درنظر گرفت.

اكنون با توجه به نكات یاد شده می توان به پاسخ آن سه سوال پیش گفته پرداخت.

درپاسخ به سوال اول باید گفت ماهیت قوانین حقوقی در مكتب حقوقی اسلام جعلی است نه ذاتی البته جعلی صرف هم نیست به این معنی كه این جعل تابع مصالح ومفاسد نفس الامر ی است به تعبیر دیگر می توان گفت جعلی عینی است كه ازیك سو جعل ای و قابل نسخ می باشد و از سوی دیگر عینی است كه از وجود مصالح و مفاسدی در خارج حكایت می كند.

درپاسخ به سوال دوم كه قانونگذار كیست باید گفت: باتوجه به نكات یاد شده از جمله اینكه بخشی ازجهان هستی جهان غیبت است وبخشی از زندگی انسان در جهان غیبت انجام خواهد گرفت ونقش رفتار انسان در سرنوشت اودراین دو جهان وناكارآمدی عقل و حس برای قانونگذاری نسبت به موجودی با این پیچیدگی كه نیازمند اطاعاتی گسترده درباره ی انسان و جهان ومفاسد ومصالح و می باشد بشر برای چنین كاری ناتوان بوده تنها قانوگذار اصلی خداوند است كه از یك سوهمه ی هستی را آفریده است پس او عالم الغیب والشهاده است و از سوی دیگر اوانسان را آفریده است و به همه ی ابعاد وجودی و نیازمندیهای او آگاهی دارد:

ولقد خلقنا الا نسن ونعلم ما توسوس به نفسه ونحن اقرب الیه من حبل الورید

وماانسان را آفریدیم و وسوسه های دل او را می دانیم و ما از رگ گردن به او نزدیك تریم .

بنابراین قانونگذار اولا و بالذات تنها در اختیار خداست:

ان الحكم الا ایاه ذلك الدین اقیم ولكن اكثر الناس لایعلمون

حكم فقط از خداوند دانش لازم برا ی قانونگذاری را دراختیار عده ای از انبیا و امامان گذاشته وآنان با توجه به آن دانش و اذن خداوند درمحدوده ای كه به آنان واگذار كرده است این حق را دارند:

انا انزلنا الیك الكتب بالحق لتحكم بین الناس بما ارئك الله ولا تكن للخائنین خصیما

ما كتاب قرآن را به حق به سوی تو فرستادیم تا بین مردم آن طور كه خدا نشانت می دهد قضاوت كنی و به سود خائنین بامومنان وفقیران به خصومت نپرداز

در پاسخ سوال سوم باید گفت با توجه به اینكه قانونگذار در اسلام خداوند می باشدودین اسلام آخرین دین است دین اسلام از نظر زمانی ابدی و جاودانه و ازنظر مكانی جهانی می باشد براین اسا اعتبار این قوانین نیز ابدی خواهدبود.

عن زراره قال سالت اباعبدالله عن الحلال و الحرام فقال حلال محمد حلال ابدا ای یوم القیامه حرامه حرام ابدا الی یوم اقیامع لا یكون غیره و لا یحی غیره

زرا ه می گوید از امام صادق درباره ی حلال و حرام پرسید فرمود حلال محمد همیشه تاروز قیامت حلال است و حرامش همیشه تاروز قیامت حرام خواهد بود غیر از حكم او حتمی نیست و جز او پیامبری نیاید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سمانه سامانی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic