نشر عدالت
ساعتى عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است كه شب‏هایش به نماز و روزهایش به روزه بگذرد

عدالت امام از دیدگاه امام رضا علیه‏السلام با تأكید بر عدالت اجتماعى

چكیده

یكى از ویژگى‏هاى امامان معصوم علیهم‏السلام، عدالت به ویژه عدالت اجتماعى است؛ چراكه اگر ایشان از این ویژگى برخوردار نباشند، نمى‏توانند به مسئولیت‏ها و وظایف خویش عمل كنند. این نوشتار مى‏كوشد با روش اسنادى و تحلیلى، با توجه به روایات نقل شده از امام رضا علیه‏السلام ضرورت، راه كشف، آثار و ابعاد عدالت امام با تأكید بر عدالت اجتماعى را بیان، و تفاوت آن را با دیدگاه‏هاى كلامى غیرشیعه روشن نماید. توجه به روایات امام رضا علیه‏السلام از این جهت حایز اهمیت است كه در زمان ایشان، مسائل اساسى اسلام بیشتر مورد گفت‏وگو قرار مى‏گرفت. همچنین ایشان به حسب ظاهر مدتى منصب «ولیعهدى» داشته كه این دو عامل، زمینه را براى گفت‏وگو درباره عدالت اجتماعى امام فراهم ساخته است.

كلیدواژه‏ها: امام، امامت، عدالت، عدالت اجتماعى، عصمت، امام رضا علیه‏السلام.

مقدّمه

یكى از مسائل اساسى و مهم امام‏شناسى، عدالت امام به ویژه عدالت اجتماعى امام است كه مبتنى بر چگونگى تعریف امام و امامت است. روشن است كه هر نوع تعریف امام در اتخاذ دیدگاه در مورد مسائل گوناگون عدالت، تأثیر خواهد گذاشت. در میان مباحث عدالت، عدالت اجتماعى مسئله‏اى حایز اهمیت است. از سوى دیگر، احادیثى كه از وجود مبارك ثامن‏الحجج على‏بن موسى‏الرضا علیه‏السلامنقل شده است، معارف ارزشمند و گران‏بهایى دارد كه با تأمّل و تفكّر در آنها و بررسى آنها گنجینه‏هاى فراوانى را مى‏توان استنباط نمود كه در زندگى علمى و عملى ما كاربرد داشته باشند. تأكید بر روایات امام رضا علیه‏السلامبه این دلیل است كه در زمان ایشان مسائل اساسى اسلام بیشتر مورد گفت‏وگو قرار مى‏گرفت.1 همچنین امام رضا علیه‏السلام به حسب ظاهر مدتى «ولیعهد» بودند و این دو مسئله زمینه را براى گفت‏وگو درباره عدالت اجتماعى امام فراهم آورده بود، همان‏گونه كه از روایات استفاده مى‏شود.

     نگارنده با جست‏وجویى كه انجام داد، پژوهشى پیرامون عدالت و عدالت اجتماعى از دیدگاه امام رضا علیه‏السلامنیافت و امیدوار است این پژوهش در این زمینه مفید واقع شود.

     سؤال اصلى پژوهش این است كه دیدگاه امام رضا علیه‏السلام درباره عدالت امام به ویژه عدالت اجتماعى امام چیست؟

     سؤال‏هاى فرعى نیز عبارتند از: 1. امامت چیست؟ 2. عدالت به چه معناست؟ 3. آیا عدالت در امام شرط است؟ 4. دلیل اشتراط عدالت در امام چیست؟ 5. راه كشف عدالت امام چیست؟ 6. عدالت امام چه آثارى دارد؟ 7. ابعاد عدالت امام چیست؟ 8. عدالت اجتماعى امام به عنوان یكى از ابعاد مهم عدالت امام به چه معناست؟
9. آیا عدالت اجتماعى امام ضرورت دارد؟ 10. آیا عدالت اجتماعى امام مى‏تواند جهانى باشد؟

     این مقاله براى پاسخ دادن به این سؤالات، با توجه به مبنایى بودن تعریف امامت و به تبع آن، عدالت، نخست امامت و عدالت را تعریف كرده و سپس مسائل عدالت از قبیل اشتراط عدالت در امام، دلیل اشتراط عدالت در امام، راه كشف عدالت امام، آثار عدالت امام، ابعاد عدالت امام و عدالت اجتماعى امام و برخى از مسائل آن را از دیدگاه امام رضا علیه‏السلام مورد بررسى قرار مى‏دهد و براى روشن شدن دیدگاه شیعه و به طور خاص دیدگاه امام رضا علیه‏السلام، به دیدگاه‏هاى كلامى اهل تسنن اشاره مى‏كند.

تعریف عدالت

عدالت از ریشه «عدل» است و ریشه «عدل» دو معناى متضاد دارد: نخست به معناى استواء (برابرى) و دیگرى به معناى اعوجاج (كجى و كج شدن).از این‏رو، به چیزى كه همانند چیزى است، گفته مى‏شود: «عِدل آن است» و «روز معتدل» یعنى روزى كه گرما و سرماى آن برابر است.به همین خاطر، راغب اصفهانى بر این باور است كه لفظ «عدالت» و «معادله» اقتضاى برابرى دارد.4 بر همین اساس، برخى از دانشمندان معاصر، معناى لغوى «عدل» را «هر چیزى را به جاى خود نهادن، یا هر كارى را به وجه شایسته انجام دادن» بیان كرده و عبارت مشهور «العدل وضع كل شى‏ء فى موضعه» را ذكر كرده‏اند.5 توجه به مفهوم لفظ «ظلم» كه در برابر «عدل» است، تأیید خوبى براى لحاظ مفهوم «برابرى» در لفظ «عدل» است. به گفته راغب اصفهانى، «ظلم» نزد اهل‏لغت و بیشتر دانشمندان به معناى «چیزى را به جاى ویژه خود ننهادن» است و به این صورت تعریف مى‏شود: «الظلم وضع كل شى‏ء فى غیر موضعه المختص به.»6 بنابراین، مفهوم «ظلم» هنگامى تحقق مى‏یابد كه برابرى چیزى با جاى ویژه خود رعایت نشود و مفهوم «عدل» هنگامى تحقق مى‏یابد كه برابرى چیزى با جاى ویژه خود رعایت شود. بنابراین، مفهوم عدل و ظلم در امور تكوینى، تشریعى و اعتبارى صدق مى‏كند. به عبارت دیگر، عدل و ظلم هر چیز به حسب خود آن است.


عدل چه بود وضع اندر موضعش ظلم چه بود، وضع در ناموضعش برخى عدل را این‏گونه تعریف نموده‏اند: «عدل حد وسط و میانه افراط و تفریط است، به گونه‏اى كه در آن هیچ نقصان و زیاده‏اى نباشد.»به نظر مى‏رسد این تعریف، تعریف به لازمه است، همان‏گونه كه علّامه طباطبائى پس از آنكه تعریف عدل به «لزوم وسط و دورى از افراط و تفریط» را تعریف به لازمه معنا مى‏دانند، دلیل آن و معناى عدل را چنین مى‏فرمایند: «عدل اقامه مساوات و موازنه میان امور است به اینكه به هر امرى آنچه سزاوار آن است، داده شود. در نتیجه، همه امور در جایگاهى كه شایسته آن است، قرار گیرد.


    منظور از «عدالت امام»، «نهادن امام هر چیزى را به جاى خود و انجام دادن هر كارى را به وجه شایسته آن» است. این معنا هنگامى به طور كامل تحقق مى‏یابد كه امام هر كارى را در جاى خود انجام دهد و هر سخنى را به جاى خود بگوید و در كار و سخن خویش دچار خطا و اشتباه نشده و از حقیقت منحرف نشود. این مرتبه دقیقا همان «ترك هر نوع زشتى و سهو و خطا، چه عمدى و چه سهوى، چه در خردسالى و چه در بزرگ‏سالى» است كه در اصطلاح كلام، «عصمت» نامیده مى‏شود.


    بنابراین، منظور از عدالت همان عصمت به معناى رایج نزد امامیه است كه مورد اتفاق امامیه است، همچنان‏كه مرحوم لاهیجى عصمت را مرادف با عدالت مى‏گیرند و مى‏فرمایند: «مراد ما از عصمت در امام نیست، مگر عدالت.» مرحوم مظفر اعتقاد شیعه را در مورد عصمت امام چنین بیان مى‏فرمایند: «ما معتقدیم كه امام همانند پیامبر باید از همه زشتى‏ها و گناهان، چه ظاهرى و چه باطنى، از كودكى تا بزرگ‏سالى، چه عمدا و چه سهوا معصوم باشد، همچنان‏كه باید از سهو و خطا و نسیان معصوم باشد.»

    شایان ذكر است عدالت به معانى دیگرى نیز به كار مى‏رود كه عبارتند از:

     1. ملكه‏اى است حاصل در نفس انسان كه به سبب آن قادر مى‏شود بر تعدیل جمیع صفات و افعال و نگاه داشتن در وسط و رفع مخالفت و نزاع فیمابین قواى مخالفه انسان، به نحوى كه اتحاد و مناسبت و یگانگى و الفت میان همه حاصل شود.این اصطلاح در حكمت و اخلاق به كار مى‏رود.

     2. بازداشتن خود از ستم به مردمان و دفع ظلم دیگران به قدر امكان از ایشان. این معنا ناظر به بعد اجتماعى عدالت است.

     3. ملكه و قدرت نفسانیه‏اى است كه در نفس رسوخ كرده و آن را به انجام‏واجب و ترك‏گناه‏ومروّت‏وادار مى‏كند.


     4. انجام واجب و ترك گناه.


    دو معناى اخیر بیشتر در فقه و در بیان شروط امام جمعه و جماعت و... به كار مى‏رود. در برابر دو معناى اخیر عدالت، فسق به معناى انجام گناه و ترك واجب یا نبود ملكه یاد شده است.

    بنابراین، عدالت به پنج معناست: 1. عصمت اصطلاحى؛ 2. ملكه نفسانى تعدیل‏كننده جمیع صفات و افعال؛ 3. ظلم نكردن به دیگران؛ 4. مكله نفسانى واداركننده بر انجام واجب و ترك گناه؛ 5. فعل واجب و ترك گناه.

     از مطالب یادشده روشن مى‏شود كه عصمت، بالاترین مرتبه عدالت است و نیز عدالت به معناى جامع و كلى «هر چیزى را به جاى خود نهادن، یا هر كارى را به وجه شایسته انجام دادن» است كه كاربردهاى یادشده مصادیق گوناگون آن معناى كلى و جامع است.

اشتراط عدالت در امام

در اشتراط عدالت در امام میان دانشمندان شیعه و اهل‏تسنن اختلاف وجود دارد. به اتفاق امامیه و اسماعیلیه عدالت به معناى عصمت شرط امام است،21 ولى بیشتر اهل سنت نه تنها عصمت را شرط امام نمى‏دانند، بلكه عدالت به معناى گناه نكردن یا ستم نكردن را نیز شرط نمى‏دانند و تصریح مى‏كنند كه امام با فسق و ظلم از امامت خلع نمى‏شود. باقلانى مى‏گوید: «جمهور از اهل اثبات و حدیث گفته‏اند: امام با فسق و ظلم به خاطر غصب اموال و... خلع نمى‏شود.»23 همچنین بیشتر اهل سنت عقیده دارند پیروى از امام تا زمانى كه با حكم شرع مخالفت نكند، واجب است، چه امام عادل باشد و چه جائر.24 البته برخى از اهل سنت عدالت را شرط امام مى‏دانند. مبناى اختلاف در اشتراط و عدم اشتراط عدالت را باید در تعریف امامت جست. شیعه بر اساس آنكه امامت را ادامه رسالت مى‏داند، عدالت در بالاترین مرتبه را شرط مى‏داند و اهل سنت چون سطح امامت را تنزل مى‏دهد و امام را از افراد عادى تلقّى مى‏كند، یا عدالت را شرط نمى‏داند یا در حدّ اندك شرط مى‏داند.

     دلایل استوار بر اشتراط عدالت (عصمت) امام دلالت دارد كه براى پرهیز از طولانى شدن بحث، از ذكر آنها صرف‏نظركرده‏و تنها به بیانات امام رضا علیه‏السلام بسنده مى‏كنیم.

     بر اساس روایاتى كه از امام رضا علیه‏السلامنقل شده، ایشان عدالت در حد عصمت را شرط امامت مى‏دانند. در ذیل، به برخى از این روایات اشاره مى‏شود:

     1. ایشان در حضور شیعیان، متكلمان و دانشمندان كوفه كه در میان آنان دانشمندان یهود و نصارا نیز حضور داشتند، فرموند: «بدانید امام بعد از محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله تنها كسى است كه برنامه‏هاى او را تداوم بخشد، هنگامى كه امر (امامت) به او مى‏رسد، و امامت تنها شایسته كسى است كه بر تمام امت‏ها به وسیله برهان بر امامت احتجاج كند.»


     رأس الجالوت گفت: «نشانه چنین امامى چیست؟» امام رضا علیه‏السلام فرمودند: «به تورات و انجیل و زبور و قرآن حكیم آگاه باشد و براى اهل تورات با تورات خودشان و براى اهل انجیل با انجیل خودشان و براى اهل قرآن با قرآن خودشان حجت آورد و دانا به همه زبان‏ها باشد حتى یك زبان بر او پنهان نباشد و به هر قومى با زبان خودشان برهان آورد و افزون بر همه این ویژگى‏ها، باتقوا و پاكیزه از هر آلودگى و پاك از هر عیبى، عدالت‏پیشه، باانصاف، حكیم، مهربان، باگذشت، پرمحبت، راستگو، نیكوكار، خیرخواه، امین، درستكار، و مدبّر باشد: «ثُمَّ یكُونَ مَعَ هَذِهِ الْخِصَالِ تَقِیا نَقِیا مِنْ كُلِّ دَنَسٍ طَاهِرا مِنْ كُلِّ عَیبٍ عَادِلاً مُنْصِفا حَكِیما رَءُوفا رَحِیما غَفُورا عَطُوفا صَادِقا مُشْفِقا بَارّا أَمِینا مَأْمُونا رَاتِقا فَاتِقا.»

    بر اساس این روایت، ویژگى‏هایى نظیر باتقوا بودن، پاكیزه از هر آلودگى، پاك بودن از هر عیب و عادل بودن، ویژگى‏هایى هستند كه بر تعریف عصمت به معناى تام آن نزد شیعه دلالت دارند. از این‏رو، این روایت بر لزوم عصمت (عدالت) امام دلالت دارد. همچنین روشن است كه امام پس از رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله شامل همه ائمه مى‏شود و اختصاصى به حضرت على علیه‏السلامندارد.

     2. امام رضا علیه‏السلام در تعریف امام این اوصاف را به كار مى‏برند: «امام از همه گناهان پاك شده است و از عیب‏ها بر كنار «الْإِمَامُ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْمُبَرَّأُ عَنِ الْعُیوب» ... كانون قداست و پاكى و پرستش و زهد و علم و عبادت است «مَعْدِنُ الْقُدْسِ وَ الطَّهَارَةِ وَ النُّسُكِ وَ الزَّهَادَةِ وَ الْعِلْمِ وَ الْعِبَادَة» ... امامْ معصوم است، تأیید شده، توفیق یافته، استوار گشته، از هرگونه خطا و لغزش و افتادنى در امان است «وَ هُوَ مَعْصُومٌ مُؤَیدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ الْخَطَایا وَ الزَّلَلَ وَ الْعِثَارَ»... . این اوصاف بر عصمت از هر گناه و لغزش عمدى و سهوى، صغیره و كبیره، در خردسالى و بزرگسالى و... دلالت مى‏كند و این است عصمتى كه شیعه بدان اعتقاد دارد.

دلیل اشتراط عدالت در امام


چنان‏كه اشاره شد، دلیل اشتراط عدالت در امام را باید در تعریف امام و امامت شمرد. دلیل اشتراط شامل دو دلیل ثبوتى (واقعى و با صرف‏نظر از دلیل لفظى و مقام اثبات) و دلیل اثباتى است. دلیل ثبوتى آن است كه مقام امام و امامت ـ همچنان‏كه گوشه‏اى از آن در حدیث امام رضا علیه‏السلام بیان شد ـ اقتضا دارد كه عدالت در امام وجود داشته باشد. براى تذكر حدیث یادشده ناگزیریم بخشى از آن را تكرار كنیم: «امامتْ خلافت الهى، جانشینى رسول خدا ـ صلى‏اللّه علیه وآله ـ، مقام امیرالمؤمنین و یادگار حسن و حسین ـ علیهماالسلام ـ مى‏باشد. به راستى امامت زمام دین، مایه نظام مسلمین، صلاح دنیا و عزتمندى مؤمنان است. همانا امامت ریشه اسلام بالنده و شاخه بلند آن است. كامل شدن نماز و زكات و روزه و حج و جهاد و فراوانى غنایم و صدقات و اجراى حدود و احكام و نگه‏دارى مرزها و اطراف كشور، به وسیله امام انجام مى‏گیرد. امام است كه حلال خدا را حلال و حرام او را حرام مى‏كند و حدود الهى را برپا داشته و از دین خدا دفاع مى‏كند و با بیان حكمت‏آمیز و اندرزهاى نیكو و دلیل‏هاى رسا، [مردم را] به سوى پروردگار خویش دعوت مى‏كند.»

    حال این سؤال مطرح است كه آیا امام بدون داشتن عدالت مى‏تواند این اوصاف را داشته باشد؟ به نظر مى‏رسد جواب روشن است كه امام نمى‏تواند بدون عدالت این مسئولیت‏هاى مهم را انجام دهد. بنابراین، همین ویژگى‏ها دلیل اشتراط عدالت در امام هست.


     دلیل اثباتى اشتراط عدالت امام آن است كه امام رضا علیه‏السلامبه آیه‏اى از قرآن كریم استدلال مى‏كنند و مى‏فرمایند: «به راستى امامت [مقامى است ]كه خداوند متعال آن را بعد از مقام نبوت و خلّت (خلیل‏اللهى) در مرحله سوم به ابراهیم خلیل اختصاص داد و فضیلتى است كه او را به آن شرفیاب نمود و به وسیله آن نامش را بلندآوازه قرار داد و فرمود: «إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاما» (بقره: 124)؛ به راستى تو را امام مردم قرار دادم. خلیل علیه‏السلام خوشحال شد و عرض كرد: «وَ مِنْ ذُرِّیتِى»؛ و از فرزندان من؟ خداوند ـ عزوجل ـ فرمود: «لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ»؛ پیمان من به ظالمان نمى‏رسد. این آیه امامت هر ظالم تا روز قیامت را باطل نمود.

    بر اساس آیه شریفه و بیان امام رضا علیه‏السلام، ظلم در این آیه شامل هر نوع ظلم مى‏شود؛ اعتقادى و عملى، سهوى و عمدى، در خردسالى و بزرگ‏سالى. یعنى صرف تلبّس به ظلم موجب اتصاف به «ظالم» بودن مى‏شود. به عبارت دیگر، یك لحظه گناه و نافرمانى سبب مى‏گردد كه لیاقت این مقام از فرد سلب گردد.

     دلیل این سخن آن است كه «الظالمین» جمع محلّى به «ال» است و افاده عموم مى‏كند و شامل همه ظالم‏ها مى‏شود و به همین خاطر، ظلم، شامل هر ظلمى مى‏شود و چنان‏كه گذشت، «ظلم» در برابر «عدل» به معناى «چیزى را به جاى ویژه خود ننهادن» است.


     افزون بر آن، اطلاق «الظَّالِمِین» به لحاظ حال تلبّس است كه در آن، قید زمانى وجود ندارد. مرحوم طبرسى صاحب تفسیر مجمع‏البیان مى‏فرمایند: «ظالم هرچند توبه هم بكند، آیه در حال ظلمش شامل او نیز مى‏شود، [ظالم در حال ظلم، ظالم است و تعبیر آیه شامل او مى‏شود. ]از این‏رو، هنگامى كه خداوند متعال رسیدن عهد به ظالم در حال ظلمش را نفى كرد، حكم كرده است كه امامت به ظالم نمى‏رسد و آیه مطلق است و به وقت خاصى معین نشده است. بنابراین، آیه باید بر همه زمان‏ها حمل شود. در نتیجه، ظالم به امامت نمى‏رسد، گرچه بعدا توبه كند.»


    به نظر علّامه طباطبائى از آیات قرآن معصوم بودن امام استفاده مى‏شود. از این‏رو، بر اساس آیات قرآن، صرف ظلم با رسیدن به امامت منافات دارد، گرچه ظالم (گناهكار) توبه كرده باشد.


    دلیل عقلى نیز اثبات مى‏كند كه امام باید از هر ظلمى معصوم باشد؛ زیرا هدف مهم از نصب كردن هر انسان بر امامت، عینیت بخشیدن به شریعت الهى در جامعه است. از این‏رو، هرگاه رهبر، مردى نمونه، پاك و داراى پرونده روشن باشد و هیچ گناه و لغزشى از او دیده نشده باشد، هدف از نصب او براى امامت تحقق پیدا مى‏كند. لكن هرگاه رهبر دچار لغزش، هرچند سهوى شود، دیگران از او پیروى نمى‏كنند و قلب‏ها به او میل نمى‏كند.

    یكى از مصادیق ظلم، شرك به خداست، همچنان‏كه قرآن كریم به نقل از لقمان، شرك را ظلم مى‏شمارد و مى‏فرماید: «یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ.» (لقمان: 13)از این‏رو، اهل‏بیت عصمت و طهارت علیهم‏السلام براى استدلال به اثبات انحصار خلافت بلافصل پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به على علیه‏السلام به همین آیه مورد بحث استدلال مى‏كردند و در حقیقت، به ناشایستگى افرادى كه در دوران جاهلیت بت‏پرست بودند، اشاره مى‏كردند، در حالى كه به اتفاق شیعه و عامه تنها كسى كه یك لحظه در تمام عمر در مقابل بت سجده نكرد على علیه‏السلام بود.


     عبداللّه‏بن مسعود از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل مى‏كند كه: «خداوند به ابراهیم علیه‏السلام فرمود: «إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاما» ابراهیم علیه‏السلام شادمان گشت و گفت: "پروردگارا! آیا از فرزندان من كسى هست كه مثل من امام شود؟" خداوند به او وحى كرد: "اى ابراهیم! من عهد امامت را به افراد ظالم [از ذریه‏ات ]نخواهم داد." در این هنگام ابراهیم علیه‏السلام عرض كرد: "پروردگارا! چه كسانى از ذریه من "ظالم" هستند؟ فرمود: "هركس كه به جاى سجده براى من، براى بتى سجده كند." ابراهیم علیه‏السلام عرض كرد:«رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِنا وَاجْنُبْنِی وَبَنِیَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِیرا مِنَ النَّاسِ» (ابراهیم: 35ـ36)؛ خداوندا! من و فرزندانم را از پرستش بت‏ها دور بدار. پروردگارا! این بتان [و بت‏پرستان ]بسیارى از مردم را گمراه كرده‏اند. سپس رسول اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: "پس دعاى ابراهیم شامل من و على گردید، هیچ‏یك از ما هرگز براى بت سجده نكرد. از این‏رو، خدا مرا به عنوان "نبى و پیامبر" انتخاب كرده و على را به عنوان "وصى پیامبر" برگزید.»

راه كشف عدالت امام

راه كشف عدالت امام نیز به تعریف امامت و عدالت بستگى دارد. با توجه به تعریف امامت و عدالت لازم در امام (عصمت) بر اساس اعتقاد شیعه، این سؤال طرح مى‏شود كه چگونه مى‏توان عدالت امام را كشف كرد؟ آیا مردم (چه عموم مردم و چه نخبگان و به اصطلاح «اهل حل و عقد») مى‏توانند عدالت امام را تشخیص داده و امام عادل را مشخص كنند؟


     جواب این پرسش نیز روشن است. برخى از عیوب و لغزش‏ها و گناهان امرى باطنى و نفسى بوده و هیچ كس نمى‏تواند وجود یا نبود آنها را تشخیص دهد و گاهى حتى خود فرد نیز قادر به تشخیص آن نیست. تنها كسى كه مى‏تواند آن را تشخیص دهد، خداى متعال است كه به ظاهر و باطن افراد آگاهى كامل دارد، چنان‏كه مى‏فرماید: «وَهُوَ اللّهُ فِی السَّمَاوَاتِ وَفِی الأَرْضِ یَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهرَكُمْ وَیَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ.» (انعام: 3)؛ از این‏رو، به اعتقاد شیعه، امام از طرف خداى متعال نصب مى‏شود. مرحوم لاهیجى مى‏فرماید: «امامیه چون در امام عصمت را شرط دانند و عقول را راهى نیست به معرفت عصمت، بنابر آنكه امرى است باطنى خفى، پس واجب باشد ورود نص بر او مِن عنداللّه تعالى و مخالفین چون عصمت‏راشرط‏ندانند،قایل‏به‏وجوب‏نص‏نباشند.»


    به خاطر عدالت و دیگر شروط امام، امام رضا علیه‏السلام در حدیث معروف امامت بعد از بیان ویژگى‏هاى امام، در چندین مورد اختیار امام به دست مردم را نكوهش نموده و انتخاب امام را از توان آنان بیرون شمرده است؛ مانند آنكه مى‏فرماید: «فَكَیفَ لَهُمْ بِاخْتِیارِ الْإِمَامِ؟»؛ پس چگونه مى‏توانند امام را اختیار كنند؟ افزون بر آن، ایشان بعد از بیان عصمت، تأیید، توفیق و تسدید امام و در امان ماندن ایشان از خطا و لغزش و گناه، ناتوانى مردم از انتخاب چنین فردى را به صورت پرسشى مطرح مى‏كنند و مى‏فرمایند: «... فَهَلْ یقْدِرُونَ عَلَى مِثْلِ هَذَا فَیخْتَارُوهُ أَوْ یكُونُ مُخْتَارُهُمْ بِهَذِهِ الصِّفَةِ فَیقَدِّمُوهُ؟»؛ آیا مردم مى‏توانند چنین فردى را اختیار كنند؟! یا انتخاب شده آنان این‏گونه است تا او را پیشواى خود سازند؟! سپس خود ایشان جواب مى‏دهند كه «تَعَدَّوْا وَ بَیتِ‏اللَّهِ الْحَقَّ وَ نَبَذُوا كِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لَا یعْلَمُونَ وَ فِى كِتَابِ اللَّهِ الْهُدَى وَ الشِّفَاءُ»؛ مردم چنین توانایى نداشتند، لكن به گمان خود، امامى را اختیار كردند. به همین خاطر از حق تجاوز نمودند و كتاب خدا را پشت سر انداختند، گویا كه نمى‏دانند، در صورتى كه در كتاب خدا هدایت و شفا وجود دارد. سپس امام رضا علیه‏السلامدلیل روى گرداندن مردم از اختیار و نصب الهى و دلیل انتخاب امام توسط خودشان را پیروى از هواهاى نفسانى خود بیان مى‏دارند: «فَنَبَذُوهُ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ.

آثار عدالت امام

آثار عدالت امام نیز بر تعریف امامت و عدالت بستگى دارد. با توجه به تعریف امامت و عدالت لازم در امام بر اساس اعتقاد شیعه این سؤال طرح مى‏شود كه آثار عدالت امام چیست؟ به نظر مى‏رسد آثار عدالت امام با لحاظ شئون امامت و وظایف امامت روشن مى‏شود. امام در صورتى مى‏تواند به وظایف خود عمل نماید و شئون امامت را عملى كند كه عادل باشد. بنابراین، اگر امام داراى عدالت نباشد، نه مى‏تواند شئون امامت را حفظ كند و نه مى تواند به وظایف امام جامه عمل پوشاند. در نتیجه، در صورت‏نبود عدالت در امام، غرض از امامت نقض مى‏شود.

     از آثار مهم عدالت امام در حدیث امام رضا علیه‏السلام حجت بودن امام بر بندگان خداوند و شاهد خداوند بودن بر بندگان الهى است، چنان‏كه مى‏فرماید: «هُوَ مَعْصُومٌ مُؤَیدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَایا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ یخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِكَ لِیكُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِه... .»

عدالت اجتماعى امام رضا علیه‏السلام در صورت حكومت

هرچند امام رضا علیه‏السلام عملاً متصدى مسئولیت حكومتى نشدند تا عدالت اجتماعى آن حضرت در مقام عمل براى ما روشن شود، لكن مى‏توانیم از خلال بیانات آن حضرت تا حدى به این موضوع پى ببریم.

     1. امام رضا علیه‏السلام در پشت عهدنامه مأمون به ایشان به خط خویش چنین نوشتند: «... با خداى خود عهد بسته‏ام كه اگر رهبرى مسلمانان را به دستم دهد نسبت به همه مسلمانان  به ویژه با بنى‏عباس بر اساس اطاعت خدا و رسولش صلى‏الله‏علیه‏و‏آله رفتار كنم و هرگز خونى را نریزم و مال و ناموس مردم را حفظ كنم، مگر كسى را كه حدود خداوند خون وى را بریزد و واجبات خداوند خون او را مباح شمارد و به اندازه كفایت و توانایى خود كوشش خواهم كرد، و با نفس خود پیمان محكمى بستم كه خداوند از من نسبت به آن سؤال خواهد كرد، خداوند ـ عزوجل ـ مى‏فرماید: «وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولاً»اسراء: 34)؛ به پیمان‏ها وفا كنید كه خداوند از پیمان‏ها بازخواست مى‏كند....»

    امام علیه‏السلام با ذكر این سخنان، هم رفتار و عدالت اجتماعى خود نسبت به عموم مسلمانان و بنى‏عباس را بیان مى‏دارند، و هم معیار آن را دستورات الهى و سنت رسول‏اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ذكر مى‏كنند، همچنان‏كه جد بزرگوارشان امیرالمؤمنین على علیه‏السلام در شوراى شش نفرى براى تعیین خلیفه، معیار كار خویش را كتاب خدا و سنت رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ذكر كردند و به هیچ وجه عمل به سیره شیخین را نپذیرفتند. گویا امام علیه‏السلام مى‏خواستند رفتار خلفاى بنى‏عباس را زیر سؤال برند.

     2. محمدبن ابى‏عباد نقل مى‏كند: «بعد از كشته شدن فضل‏بن سهل، مأمون در حالى كه گریه مى‏كرد، حضور امام رضا علیه‏السلامرسید و به ایشان گفت: "این زمان، هنگام نیاز من به توست اى ابالحسن؟ در امور نظارت كنى و مرا یارى رسانى." امام رضا علیه‏السلامفرمود: "تدبیر بر عهده توست اى امیرالمؤمنین! و بر عهده ما دعاست." هنگامى كه مأمون خارج شد، به امام رضا علیه‏السلام عرض كردم: "خدا شما را عزیز كند، چرا آنچه را كه امیرالمؤمنین به شما گفتند، تأخیر انداختید و رد نمودید؟!" ایشان فرمود: "واى بر تو اى ابا حسن! در اندیشه این امر (خلافت) نیستم." سپس وقتى مرا دید كه غمگین شدم، به من فرمود: "از این كار چه مى‏جویى؟ اگر این كار (خلافت) به آنجا كه مى‏گویى باز گردد (و در دست من قرار گیرد) و آن هنگام تو همین‏گونه باشى كه اكنون با من هستى، تو تنها به اندازه خود بهره‏اى خواهى داشت و یكى همچون دیگر مردم خواهى بود.»

    امام با این سخن، به او توجه داد كه اولاً، شرایط موجود، براى بازگشت حكومت به جایگاه حقیقى‏اش، یعنى امام وجود ندارد و به همین دلیل، امام اراده‏اى جدى و واقعى براى این كار ندارد. ثانیا، در صورت دست یافتن به حكومت، میان نزدیكان خود با دیگر مردم تفاوتى قایل نخواهد شد.

نتیجه‏ گیرى

از مطالبى كه بیان شد مطالب ذیل روشن گردید:

     1. امامت، ریاست عام در امور دین و دنیا براى شخصى به عنوان جانشین رسول‏اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏آله است و امام همه ویژگى‏هاى رسول‏اللّه صلى‏الله‏علیه‏و‏آله جز موارد خاص را دارد.

     2. عدالت در لغت به معناى «هر چیزى را به جاى خود نهادن، یا هر كارى را به وجه شایسته انجام دادن» است.

     3. منظور از عدالت امام، «عصمت» رایج در علم كلام است كه «ترك هر نوع زشتى و سهو و خطا، چه عمدى و چه سهوى، چه در خردسالى و چه در بزرگسالى» مى‏باشد كه مصداق كامل معناى جامع «عدالت» است.

     4. بر اساس روایات متعدد از امام رضا علیه‏السلام، عدالت، شرط امام است.

     5. افزون بر آنكه اقتضاى امامت و جانشین واقعى بودن امام به جاى رسول اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله عدالت امام است، دلیل اشتراط عدالت در امام، استدلال امام رضا علیه‏السلامبه سخن خداى متعال است كه مى‏فرماید: «لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ.»

     6. بر اساس فرمایش امام رضا علیه‏السلام، تنها خداى متعال مى‏تواند عدالت را تشخیص دهد و مردم نمى‏توانند آن را تشخیص دهند.

     7. افزون بر آنكه آثار عدالت امام، انجام وظایف امام و رعایت شئون امامت است، امام رضا علیه‏السلام اثر عدالت امام را حجت بودن امام بر بندگان خداوند و شاهد خداوند بودن بر بندگان الهى ذكر مى‏كنند.

     8. عدالت به دو بعد فردى و اجتماعى تقسیم مى‏شود.

     9. یكى از مصادیق «عدالت» در حوزه اجتماع و یكى از ابعاد «عصمت»، «عدالت اجتماعى» مى‏باشد كه عبارت است از: «دادن حق هر صاحب حقى به او در امور اجتماعى از قبیل سیاست، اقتصاد، حقوق و... .»

     10. بر اساس آیات قرآن و روایات نقل شده از امام رضا علیه‏السلام، عدالت اجتماعى امام ضرورت دارد.

     11. امام رضا علیه‏السلام عدالت اجتماعى خود در صورت حكومت را بیان فرموده بودند.

     12. بر اساس روایات امام رضا علیه‏السلام، تحقق بخشنده عدالت اجتماعى جهانى، حضرت مهدى علیه‏السلام است.


  • منابع
    • ـ ابن‏فارس، احمد، معجم مقاییس‏اللغة، بیروت، مكتب الاعلام‏الاسلامى، 1404ق.
    • ـ اربلى، على‏بن عیسى، كشف‏الغمة، بیروت، دارالاضواء، بى‏تا.
    • ـ امینى، عبدالحسین، الغدیر، ط. الرابعة، بیروت، دارالكتب العربى، 1397ق.
    • ـ ایجى، عضدالدین، المواقف، بیروت، دارالجیل، 1417ق.
    • ـ بلخى رومى، جلال‏الدین محمد، مثنوى معنوى، تهران، آبیار، 1378.
    • ـ تفتازانى، سعدالدین، شرح‏المقاصد، قم، شریف رضى، 1409ق.
    • ـ جرجانى، على‏بن محمد، شرح‏المواقف، مصر، مطبعة السعادة، 1325ق.
    • ـ جوهرى، اسماعیل‏بن حمّاد، الصحاح تاج‏اللغة و صحاح‏العربیة، ط، الرابعة، بیروت، دارالعلم للملایین، 1407ق.
    • ـ حلّى، حسن‏بن یوسف، كشف‏المراد فى شرح تجریدالاعتقاد، تحقیق حسن حسن‏زاده آملى، ط. السابعة، قم، مؤسسة النشرالاسلامى، 1417ق.
    • ـ دهخدا، على‏اكبر، لغت‏نامه، تهران، دانشگاه تهران، بى‏تا.
    • ـ راغب اصفهانى، حسین‏بن محمّد، المفردات فى غریب‏القرآن، ط. الثانیة، بى‏جا، دفتر نشر كتاب، 1404ق.
    • ـ راوندى، قطب‏الدین، الخرائج و الجرائح، قم، موسسه‏الامام المهدى، 1409ق.
    • ـ سبحانى، جعفر، الالهیات على هدى الكتاب و السّنة و العقل، ط. الثالثة، قم، المركز العالمى للدراسات الاسلامیة، 1412ق.
    • ـ صدوق، محمّدبن على، تمام‏الدین و كمال‏النعمة، قم، موسسة النشرالاسلامى، 1363.
    • ـ ـــــ ، عیون اخبارالرضا علیه‏السلام، بیروت، موسسة الاعلمى للمطبوعات، 1404ق.
    • ـ طباطبائى، سید محمّدحسین، المیزان، قم، موسسة النشرالاسلامى، بى‏تا.
    • ـ طبرسى، فضل‏بن حسن، مجمع‏البیان، ط. الثالثة، تهران، ناصر خسرو، 1372.
    • ـ طوسى، محمّدبن حسن، الامالى، قم، دارالثقافة للطباعة و النشر و التوزیع، 1414ق.
    • ـ كلینى، محمّدبن یعقوب، الكافى، ط. الخامسة، تهران، دارالكتب الاسلامیة، 1363.
    • ـ لاهیجى، عبدالرزاق، گوهر مراد، تهران، كتابفروشى اسلامیه، بى‏تا.
    • ـ مرعشى نجفى، سید شهاب‏الدین، شرح احقاق الحق، قم، منشورات مكتبة آیه‏اللّه العظمى المرعشى النجفى، 1405ق.
    • ـ مصباح، محمّدتقى، آموزش عقاید، تهران، سازمان تبلیغات اسلامى، 1373.
    • ـ مصطفوى، حسن، التحقیق فى كلمات القرآن‏الكریم، تهران، بنگاه نشر و ترجمه كتاب، 1360.
    • ـ مظفر، محمّدرضا، عقایدالامامیة، قم، انصاریان، بى‏تا.
    • ـ میلانى سید على، الامامة فى اهم الكتب‏الكلامیة، قم، منشورات الشریف الرضى، 1372.
    • ـ نراقى، ملّااحمد، معراج السعادة، چ پنجم، تهران، هجرت، 1377.
    • مستندالشیعة، بیروت، موسسة آل البیت لاحیاء التراث، 1419ق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 تیر 1395 21:39
عالی بود


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سمانه سامانی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات