نشر عدالت
ساعتى عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است كه شب‏هایش به نماز و روزهایش به روزه بگذرد
سه شنبه 2 شهریور 1395 :: نویسنده : سمانه سامانی

حق از دیدگاه اسلام و قرآن
گفتگو با آیت‌الله سید محمد موسوی بجنوردی - طاهره مرادی
 

اشاره: حقوق انسان همواره از موضوعات مورد بحث بوده و تعاریف متفاوتی از آن ارائه شده است. «حق» در معنی مجموعه‌ای از مقررات اجتماعی و نظام حاکم بر رفتار فردی و اجتماعی شهروندان یک جامعه و همچنین مجموعه امتیازات و توانایهایی است که برای هر شخص به رسمیت شناخته شده و دیگران به رعایت آن مکلف می باشند. ادیان و مکاتب مختلف هر کدام دیدگاه و جایگاه خاصی را برای حقوق انسانها قائل شده‌اند که در این زمینه دین مبین اسلام همواره با اشرف مخلوقات دانستن مقام انسان، ارزش، جایگاه و کرامت ویژه‌ای را برای او منظور کرده است. آنچه در پی می‌آید، گفتگوی آیت‌الله موسوی بجنوردی ـ از استادان و صاحب‌نظران بنام فقه و حقوق ـ با خبرنگار خبرگزاری «شفقنا» در همین زمینه است.

***

با توجه به اینکه حق و حقوق انسان از جمله مفاهیم مورد بحث بین مکاتب و ادیان مختلف و حتی دولتمردان جهان است، عده‌ای بر آنند که هنوز در برخی موارد حق انسانها به طور کامل ادا نمی‌شود، نظر شما در این باره چیست و اسلام و قرآن چه جایگاهی برای حق و حقوق انسانها قائل شده است؟

اسلام به صراحت تمام در باره حق و حقوق انسان تأکید نموده است، به طوری که خداوند در آیه ۷۰ سوره اسراءمی فرماید: «و لقد کرّمنا بنی‌آدم و حملنا هُم فی البرّ و البحر و رزقنا هم من الطّیّبات و فضّلنا هُم على کثیر ٍ ممّن خلقنا تفضیلا » به این معنی که برای انسان کرامت ذاتی قائل هستیم و انسان به موجب انسان بودن خود، از این کرامت و فضیلت که تمامی انواع حقوق را در ابعاد مختلف حقوق عمومی، مالکیت، شهروندی، آزادی، حق خصوصی، جزا، بین الملل و غیره درآن گنجانده شده است، بهره‌مند می‌شود. در واقع انسانی که دارای کرامت ذاتی است، ناخودآگاه مستلزم حق و حقوق می‌شود و کرامت ذاتی بدون حقوق معنایی ندارد و باید حقوقی دنباله این کرامت ذاتی باشد.

حقوق بشر به معنی امروزی مفهوم نسبتاً تازه‌ای است که اولین بار پس از جنگ جهانی دوم در اندیشه‌‌های سیاسی غرب مطرح شد و در اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸م توسط مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید. دین اسلام چه دیدگاهی در خصوص این مصوبه دارد؟

حقوق در نظر گرفته شده برای انسان در اسلام بسیار وسیعتر و توسعه‌یافته‌تر از حقوق بشر در سازمان ملل است. در این آیه شریفه تمامی حقوق انسانی گنجانده شده است و لذا به اعتقاد من، ما می‌توانیم با الهام از این آیه قرآن، اعلامیه حقوق بشر را که در ۴۶ ماده تنظیم شده است، گسترده‌تر کنیم، به طوری که بر این اساس ما نه تنها تمامی موارد زیر نظر قانون حقوق بشر جهانی را می‌پذیریم، بلکه آن را در ابعاد مختلف گسترش می‌دهیم؛ چون اسلام به انسان کرامت ذاتی داده است.

بنابراین طبیعی است که انسان می‌تواند از تمامی حقوق بهره‌مند شود و نمی‌توان این کرامت را تنها در برخی از ابعاد حقوقی انسان خلاصه کرد. بنابراین در جامعه اسلامی، ما یک حقوق شهروندی داریم که تمام حقوق شهروندی انسان هم نشأت گرفته از این کرامت انسانی است.

چه تفاوتی بین حقوق انسان در اسلام با حقوق انسان در مکاتب دیگر به خصوص مکاتب غربی وجود دارد و چه اشتراکاتی می‌تواند در این زمینه وجود داشته باشد؟

به عقیده من اسلام وسیعتر از مکاتب دیگر حقوق انسان را پوشش داده است و مکاتب غربی یک نوع مسائل انحرافی، بی بند و باری و مسائلی را که موجب انحراف جامعه است، به عنوان حقوق انسان تلقی و آن را آزاد می‌دانند؛ اما بر اساس نگرش اسلامی، هیچ چیزی که موجب انحراف جامعه شود، جزو حقوق فرد نیست، بلکه حقوق عمومی محسوب می‌شود. افراد آزاد نیستند حرفی بزنند که موجب انحراف جامعه شود، نباید با استفاده از آزادیهای خصوصی خود آزادیهای دیگران را در جامعه تخریب و موجب انحراف آنها شویم.

منظور شما از حقوق مالکیت فکری و معنوی انسانها چیست؟ آیا می‌شود چنین برداشت کرد که انسانها بر اساس آن آزادند و می‌توانند هر طور که مایلند فکر کنند؟

البته حقوق فکری مد نظر اسلام، به این معنا نیست که هر کسی هر طور که مایل است بتواند فکر کند. حقوق فکری همان قانون کپی رایت، احترام به ایده‌ها و اندیشه‌های فکری و معنوی دیگران است، مانند یک نویسنده که در اصطلاح فلسفی به آن حقوق فعلی گفته می‌شود. به طور کلی انسانها یک حقوق انفعالی و یک حقوق فعلی دارند؛ مثلا مهندس تابع علم فعلی است، یعنی خودش اندیشه‌ای درست و پدید می‌آورد؛ اما در حقوق انفعالی، اندیشه‌ای را که وجود دارد، پیاده‌سازی می‌کند. بنابراین انسان حق فعلی و انفعالی دارد که می‌تواند اندیشه‌ای تولید کند و یا از اندیشه دیگران استفاده ببرد. اسلام تاکید دارد در علم انفعالی حق و حقوق افراد صاحب اندیشه باید حفظ شود که به آن حقوق فکری می‌گویند.

حق حریم خصوصی انسانها از دیدگاه اسلام چگونه است؟ از دیدگاه اسلام انسانها در حوزه خصوصی خود تا چه اندازه آزادند و آیا کسی حق دخالت در حریم خصوصی دیگران را ندارد؟

خانه، ماشین، وسایل، حریم افراد جزء حریم خصوصی انسان محسوب می‌شود و هر چیزی را که متعلق به شخص است و به او انتساب دارد، حریم خصوصی می دانیم و تا زمانی که انسان مسائل مربوط به خود را در معرض عموم نگذاشته باشد، در حریم خصوصی خود کاملا آزاد است. مگر در مواردی مثل کفریات و افکار انحرافی که بر خلاف شرع و دین باشد اسلام آن را نمی پذیرد که منتشر شود.

از نظر اسلام افراد می‌توانند با زبان و رفتار خود الگوی انسانهای دیگر باشند. بهترین الگو همان افعال انسان است. قرآن می فرماید: «انّ لکم فی رسول الله اُسوه حسنه» پیامبر خدا(ص) در افعال، کردار، رفتار، گفتار، اندیشه سرمشق و اسوه‌ای برای جامعه و موجب مصلحت بشریت است. از دیدگاه اسلام انسانها در حریم خصوصی خود آزادند، به شرطی که موارد انحرافی درآن تبدیل به رفتار نشود و در جامعه نیز اشاعه نیابد.

یکی از مهمترین نعمت‌هایی که خدا به انسان اعطا نموده، قوه تعقل و تفکر است و اسلام همواره مردم را به خردورزی و اندیشیدن تشویق می‌کند. با توجه به منزلت تعقل و تدبر و توان انسان در انتخاب و تشخیص، آیا درست است همواره افکار و رفتار افراد کنترل شود تا دیگران به خطا نیفتند؟

همة جامعه نخبگان نیستند و این فرمایش شما در صورتی است که همه در جامعه نخبه باشند. این نخبگان جامعه هستند که هر حرف و تفکری را نمی‌پذیرند و با اندیشه و تفکر حرکت می‌کنند؛ اما عده ای وجود دارند که با اندیشه حرکت نمی‌کنند، بلکه با هیجان و احساس تصمیم می‌گیرند، ما از انحراف آنها وحشت داریم. حضرت علی(ع) می‌فرماید: «به هر کسی اگر چیزی گفته شد و در مقابل نگفت چرا؟ این فرد از فطرت انسانیت خارج شده است»؛ چون فطرت انسانی این است که وقتی به آن چیزی گفته می‌شود، چرا می‌گوید و اگر بدون آن، فکری را پذیرفت، یعنی فطرت و فطرت انسان هیچ چیزی را بدون چرا و علت نمی‌پذیرد؛ اما در جامعه افرادی هستند که متاسفانه با هر سر و صدایی تصمیم می گیرند و اینکه خداوند می فرماید «اکثرهم لایعقلون»، به معنی این نیست که بیشتر انسانها دیوانه هستند، بلکه مقصود این است که اکثر مردم بدون فکر تصمیم می‌گیرند و آن اقلیت است که برای همیشه وقتی چیزی گفته شود، دنبال چرایی هستند و اندیشه می‌کند تا قانع شوند.

گرایش به اسلام، راه تربیت نخبه‌پروری انسانها است. اسلام می‌فرماید: «علم یاد بگیرید». زمانی که جامعه‌ای بی‌سواد باشد، نخبه‌پروری در آن جامعه وجود ندارد. کسانی که سواد ندارند، قهراً تعقل و اندیشه بسیار ضعیفی دارند و با فضاهای زرق و برق سریع گمراه می‌شوند؛ اما کسانی که علم و دانش دارند، تجزیه و تحلیل می کنند، این افراد همیشه در اقلیت هستند.

آیا تعارضی بین دین و عقل انسانی وجود دارد؟

ارسطو می‌گوید انسان به موجب ذات و طبیعت خود، مدنی یعنی قانون‌گرا، نظم‌گرا و جامعه‌گراست. به هیچ عنوان یک انسان مدنی مطلبی را بدون دلیل نمی‌پذیرد و چیزی را به زور تحمیل نمی‌کند؛ یعنی در بحثها با برهان و منطق حرف می‌زند و طبیعتاً این افراد قانون‌گرا، نظم‌گرا و دنبال مدینه فاضله هستند.

خداوند انسان را با این سرشت خلق کرده است. بنابراین وقتی دینی هم نازل می‌شود، مطابق همان فطرت انسانی است. وقتی خدا انسان را مدنی باطبع خلق کرده است، طبیعتاً دین هم در این مسیر حرکت می‌کند؛ یعنی دین به هیچ عنوان بر خلاف فطرت و عقلانیت انسان صحبت نمی‌کند و هر چه عقل سلیم می‌پذیرد، دین نیز آن را قبول دارد و لذا هیچ تقابلی بین حکم عقل و حکم شرع نیست. اگر جایی این تعارض دیده شد، بیانگر این است که برداشت ما از دین بد بوده است، یا اینکه باید دید آیا عقل انسانی متأثر از انحرافات است یا نه، و لذا شیخ مفید می‌فرماید: «الاحکام الشرعیه الطاف الحکام العقلیه» و تمام احکام شرع از باب «قاعده لطف» است؛ چون همان را هم عقل سلیم می گوید و لذا هیچ تقابلی بین عقل و شرع وجود ندارد.

با توجه به پیچیدگیهای دنیاو جامعه امروز و رابطه منطقی عقل و دین، فقها و علمای دینی ما تا چه اندازه به پویایی فقه و احکام اسلامی توجه دارند؟

برای پویایی فقه و احکام اسلامی در جامعه باید اقدامات زیادی را انجام دهیم؛ یعنی نخبگان دینی ما باید احکام دینی را مطابق با واقع ـ نه از روی سلیقه ـ بیان کنند و تنها آن چیزی که شریعت گفته است، بیان کنند و البته این کار هر کسی هم نیست؛ کار افراد روشنفکر دینی است. یعنی باید افراد مجتهد و صاحبنظر و مسلط به احکام اسلامی باشند. در این صورت است که افراد می‌توانند برای جامعه رهبران خوبی باشند و اسلام را واقعاً صحیح بیان کنند، همان چیزی که امام خمینی همیشه بر آن تأکید می کردند که لازمه این تفکر همان فقه پویاست. ایشان همیشه این ندا را می داد که: «در فقه امروزه باید پویا و عنصر زمان و مکان را دخالت دهیم»، ما نباید تفکر هزار سال قبل از دین را در ذهن خود بگنجانیم.

با توجه به اینکه اسلام یک دین جهانی و برای همه زمانها و زبانها نازل شده، لازم است که فقها و علما با عینکی به اسلام نگاه کنند که در همه جوامع ـ اروپا، آمریکا، ایران و سایر کشورهاـ قابل پیاده شدن باشد. نباید با دین سلیقه‌ای رفتار کرد. علت اینکه دین اسلام خاتم الانبیاست و دینی بعد از آن نازل نمی‌شود، این است که عنصر زمان و مکان در آن لحاظ می‌شود. در واقع اجتهاد باید با این دوعنصر زمان و مکان مقرون باشد، یعنی با یک عینک جهان اسلام را تفسیر کنیم.

در پویایی فقه بین اهل تسنن و تشیع چه دیدگاههایی وجود دارد؟

به دلیل اینکه یکی از منابع تشیع، حکم عقل است، لذا شیعه دارای نوعی فقه پویاست و امتیازی که فقه شیعه نسبت به فقه‌های دیگر دارد، این است که ما می‌توانیم در تعریف و اجرای احکام اسلامی از منابع عقلی استفاده کنیم. با توجه به اینکه عقل همواره بر همه احکام اسلامی حاکم است، در این صورت مسلم است باید عنصر زمان و مکان در تفسیر این احکام لحاظ شود؛ یعنی من باید ببینم در کجا و در چه زمانی قرار گرفته‌ام، بعد تصمیم بگیرم.

امروزه موضوعات جوامع به دلیل ترقی و رشد جامعه تغییر یافته است، اسلام هم دین همیشگی و مختص همه مکانهاست، این دین باید جوابگوی همه اعصار و همه مکانها باشد؛ بنابراین آن سخن امام خمینی که فرمودند: «زمان و مکان دراجتهاد دخالت دارد» باید با آن توجه کنیم. مثلا ما زمانی شطرنج را به دلیل اینکه مخصوص قماربازان بود ،حرام اعلام نموده بودیم؛ اما امروزه از این ورزش فکری در بین جمع کثیری از دانشجویان رایج است، بنابراین می گوییم شطرنج به شرطی که به منظور قماربازی نباشد، حرام نیست. منظور این نیست که در این مسئله حکم خدا تغییر کرده است،نه، حکم خدا عوض نمی‌شود، بلکه شرایط و موضوع تغییر یافته است و با توجه به اینکه حکم هم تابع موضوع است، تغییر می‌کند.

به حق و حقوق انسانها در زندگی فردی و اجتماعی اشاره کردید. در این راستا اشاره‌ای نیز به وظایف و تکالیفی که خداوند بر دوش انسان قرار داده است، بفرمایید.

هر کسی باید به تکالیف و وظایف شرعی، فردی و اجتماعی که خداوند همواره بر آن تأکید نموده است احترام بگذارد. با توجه به اینکه خداوند انسان را ذاتاً موجودی اجتماعی خلق کرده، طبیعتاً این افراد در عین اینکه دارای حق و حقوق مشخصی هستند، برای زندگی در اجتماع نیز یک رشته تکالیف و وظایفی دارند که به منظور تأمین امنیت، رعایت حق و حقوق خود افراد تدوین شده است و از آن به عنوان یک تکلیف شرعی یاد می‌شود.

دین اسلام کاملترین دین الهی است و اگر مجتهدان روشنفکری در جامعه باشند، مجتهدانی که واقعاً مبنای نظری امام خمینی اینکه عنصر زمان و مکان را در احکام شرعی دخالت دهند، می‌توانند جامعه را به طرف مدینه فاضله مورد نظر پیامبر(ص) سوق دهند و یک جامعه مدنی درست کنند. در چنین جامعه‌ای است که همه قانون‌گرا و نظم‌گرا می‌شوند و امنیت و عدالت عمومی نیز بر آن حاکم می‌شود.

متاسفانه اگر امروزه به دلیل کوتاهی برخی علمای دینی در تفسیر دین بر اساس عنصر زمانی و مکانی، برخی برداشتهای نادرست از اسلام و سستی‌هایی مذهبی بین مسلمانان به خصوص جوانان دیده می‌شود، در واقع در احکام دینی است. نباید تنها به حرام و حلالها تاکید کرد، باید گفت حکم خدا تغییر نکرده، بلکه موضوعات اجتماعی تغییر کرده است و وقتی موضوع عوض شود، حکم هم عوض می‌شود؛ مثلا همان موضوع حجاب، نباید حجاب زنان در جامعه را تنها به چادر خلاصه کرد. روسری هم همان حجاب اسلامی است. در زمان پیامبر(ص) زنان روسری داشتند فقط آن را از پشت گوش می بستند که خداوند فرمود سینه را بپوشانند که در این حکم چانه، مچ دست، صورت استثناست. اگر این موارد رعایت شود، حجاب اسلامی است.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سمانه سامانی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات