نشر عدالت
ساعتى عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است كه شب‏هایش به نماز و روزهایش به روزه بگذرد

فلسفه مهریه چیست و چرا مهریه آنقدر مهم است كه در عقد نامه نوشته می شود؟

مهریه ، قران

مهریه در لغت به معنای کابین و جنسی که در وقت نکاح بر عهد شوهر است می باشد و در اصطلاح حقوقی نیز مهر یا صداق مالی است که زن بر اثر ازدواج مالک آن می گردد و مرد ملزم به پرداخت آن به زن می باشد.
فلسفه تعیین مهر از نگاه اسلام، تنها جنبه مادى و اقتصادى ندارد بلكه بسیارى از ابعاد معنوى و تربیتى لطیف كه حاكى از پیوند محبت و عشق و بقا و تكامل بوده نیز منظور شده است. براى این كه هویت معنوى- نه اقتصادى- مهر روشن گردد لازم است برخى دستورات آسمانى كه درباره تعیین صداق و تبیین مهر در احادیث آمده است مورد دقت قرار گیرد. براى نمونه اولین كابینى كه براى مبدأ نسل كنونى بشر یعنى نكاح آدم و حوا (ع) معین شد آموزش احكام بود، چنان كه بر اساس حدیثى كه زراره از امام صادق (ع) نقل مى كند: خداوند به حضرت آدم فرمود: «رضاى من آن است كه معارف دین مرا به او بیاموزى، آدم گفت: قبول كردم». همچنین گاهى رسول اكرم (ص) كه صداق برخى اصحاب را تعلیم سوره اى از قرآن قرار مى داد. به هر حال فلسفه مهریه را در امور ذیل خلاصه مى توان كرد.

مهریه در لغت به معنای کابین و جنسی که در وقت نکاح بر عهد شوهر است می باشد و در اصطلاح حقوقی نیز مهر یا صداق مالی است که زن بر اثر ازدواج مالک آن می گردد و مرد ملزم به پرداخت آن به زن می باشد.

1. مهریه تجلى فطرت و طبیعت است: هدیه دادن به محبوب به عنوان اظهار محبت و نشان دادن علاقه، امرى فطرى و طبیعى است كه معمولا از سوى كسى كه پیش قدم مى شود و طالب و یا خواستگار است ارایه مى گردد. این امر حتى در میان بسیارى از موجودات رایج است. مثلا مسأله اى كه به تازگى كشف شده این است كه زاغچه نو پس از بازدید آشیانه هاى مورد نظر به اتفاق همسر آینده اش به او یک حشره هدیه مى كند.
 2. مهریه قانون عشق و جذب است: مرد از نظر آفرینش مظهر طلب، عشق و تقاضا است و زن مظهر محبوبیت و معشوقیت مى باشد. مهریه از جانب مرد یک اظهار عشق و محبت فوق العاده براى زن مى باشد كه حتى بالاتر از بخشش و هدیه هاى معمولى است. مهریه پاداش و نشانه حیا و عزت زن است. مهر با حیا، عفت و عزت زن یک ریشه دارد.
 3. مهریه باعث بقاى خانواده و مانع از فروپاشى آن است. برخى مردان هوس باز گاه بدون هیچ دلیلى همسر را ترک و زن دیگرى را انتخاب مى كنند. مهریه مانع عمده اى در مقابل این هوس رانى ها است.
4. مهر باعث تعادل اقتصادى است. هر چند زن داراى استقلال مالى و اقتصادى از نظر اسلام است ولى به طور معمول در جوامع ابتكار عمل به دست مردان است. در صورت طلاق و جدایى احتمال این كه زن بدون پشتوانه اقتصادى بماند بسیار زیاد است. وجود مهریه یک نوع احساس امنیت اقتصادى و پشتوانه براى زن مى باشد.

نتیجه آن كه: مهریه از نظر اسلام تنها جنبه مادى ندارد بلكه افزون بر آن، حكمت هاى دیگرى نیز در تعیین مهر نهفته است. بنابراین نه تنها به زنان به عنوان كالا نگاه نشده بلكه ارزش و احترام زن به وسیله وضع و تأیید چنین قانونى محفوظ مانده است



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 تیر 1395 :: نویسنده : سمانه سامانی

ده نکته حقوقی در مورد مهریه

1-    مهریه مالی است که در هنگام عقد ازدواج مرد متعهد می¬شود به همسر (زوجه) خود بپردازد. این مال می¬تواند به صورت نقدی (وجه رایج کشور)، سکه و طلا، سایر اموال منقول یا غیر منقول (ملک، خانه یا آپارتمان) باشد. این مال به عنوان دین و بدهی بر عهده زوج قرار دارد؛ 
2-    مهریه همزمان با انعقاد ازدواج در سند رسمی  سند ازدواج (نكاح واژه عربی پیمان زناشویی است) ثبت می¬شود. از مهمترین ویژگی های این سند رسمی این است که لازم الاجرا است. یعنی با درخواست زن از دفترخانه تنظیم سند ازدواج برای اجرای تعهدات آن از جمله مهریه، می توان به عنوان مثال مال موضوع مهریه را از همسر (مرد) درخواست كرد و مراجعه به دادگاه برای این كار الزامی نیست؛
3-    مهریه از طریق ارائه دادخواست به دادگاه عمومی حقوقی خانواده هم قابل مطالبه است. زن می تواند در صورت تمایل با نوشتن خواسته خود توسط خود یا مشاور یا وكیل دادگستری در فرم مخصوص (همان دادخواست) از دادگاه محل سكونت خود یا همسرش درخواست كند كه حكم الزام همسر را به پرداخت مهریه صادر كند؛
4-    همچنین مهریه را می توان پس از صدور اجرائیه از طریق اداره اجرای اسناد رسمی دریافت کرد. با صدور برگ اجرائیه از دفترخانه تنظیم سند رسمی، متقاضی مهریه می تواند به اداره اجرای اسناد رسمی ثبت مراجعه و با معرفی نشانی مرد (همسر) درخواست وصول مهریه را ارائه كند. هچنان كه می تواند مالی از مرد مانند حساب بانكی،‌پلاك ثبتی، سهم یا حتی طلب قطعی وی را از دیگران برای توقیف و وصول مهریه معرفی كند؛
5-    در سند رسمی ازدواج معنی عندالمطالبه، امکان درخواست دریافت مهریه در هر زمان است. پس در صورت نوشتن این عبارت در سند رسمی ازدواج كه به امضای همسر (مرد) رسیده باشد، زن هر وقت بخواهد می تواند مهریه را از مرد بخواهد؛ 
6-    در سند رسمی ازدواج عندالاستطاعه یعنی شرط درخواست پرداخت مهریه دارا بودن مرد است. در صورت استفاده از این عبارت در متن سند رسمی ازدواج، درخواست مهریه از مرد مشروط به داشتن مال و توانایی مرد در پرداخت مهریه است؛ 
7-    مطابق قانون جدید خانواده، برای نپرداختن مهریه بیش از110سکه، مرد بازداشت نمی شود. از سال 1377 با تصویب قانون محكومیت های مالی و تا پیش از صدور رای وحدت رویه مبنی بر امكان طرح ادعای اعسار (ناتوانی و تنگدستی) برای پرداخت مهریه پیش از توقیف و بازداشت مرد بدهكار مهریه، امكان بازداشت همه محكومان مالی – از جمله محكومان به پرداخت مهریه - به استناد آن قانون فراهم شده بود. اما با صدور رای مذكور و اثبات یا احراز اعسار بسیاری از مردان بازداشت ایشان تا زمان اثبات دارا شدن آن ها منتفی می شد. اما قانونگذار این بار این تهدید قانونی را برای وصول مهریه های تا 110 سكه طلا زنده كرده است ؛ 
8-    می توان هر شرطی را درباره مهریه در سند رسمی ازدواج نوشت. بدین معنی كه درباره میزان و شرایط پرداخت مهریه هر توافقی میان زن و مرد (همسران) جایز است و برای دو طرف تعهدآور محسوب می شود. بنابراین طرفین می توانند با آزادی اراده در این باره گزینه های گوناگونی را پیش بینی كنند؛ 
9-    مهریه دین ممتازه است و پیش از هر بدهی از بدهکار دریافت می شود. اهمیت بدهی مرد به همسر خود و حساسیت رابطه زوجین (زوج و زوجه یا همان زن و مردی كه با هم ازدواج كرده اند) و البته امتیازی كه قانونگذار برای حمایت از زن پیش بینی كرده موجب شده است تا این طلب را بستانكاری ویژه و ممتاز به حساب آورد و پرداخت آن را - حتی اگر بدهی مرد مرده (فوت شده) باشد -  بر هر طلب دیگری برتر و پیش تر دانسته است؛
10-مهریه را می توان به اصطلاح بخشید یا بذل كرد.‌(بذل به معنی بخشش به كار برده می شود) به هر شكل و روشی كه قابل اثبات و مستند باشد زن می تواند تمام یا بخشی از مهریه را به همسرش ببخشد یا از دریافت آن صرف نظر كند؛ در عین حال قانونگذار در ازدواج دائم این حق را برای زن پیش بینی كرده است تا پیش از دریافت مهریه بتواند از انجام وظایف خود به عنوان همسر خودداری كند. 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 تیر 1395 :: نویسنده : سمانه سامانی

مهریه یا به شکل کهن‌تر آن، کابین به مالی گفته می‌شود که مرد در هنگام وقوع عقد نکاح به همسر خود می‌پردازد یا مکلف به پرداختِ آن می‌شود.

تاریخچه

اگر چه مهریه در زمان معاصر مختص مسلمانان است، اما برخی محققان به شواهدی تاریخی از ایران قبل از اسلام، یونان باستان و نیز آیین یهودیت اشاره می‌کنند که نشان‌دهنده سابقه پرداخت مبلغی پول از طرف داماد به عروس (یا پدر عروس) در زمان ازدواج است.

مهریه و شرایط آن

مرد به هنگام اجرای صیغه نکاح، چیزی را به همسرش تقدیم می‌کند که در اصطلاح «مهریه» یا صداق نامیده می‌شود. این هدیه و بخشش که از طرف مرد انجام می‌شود، امروزه به هدف پایبندی به لوازم زندگی مشترک و ارتباط زناشویی یا ضامنی برای حق طلاق زن است. در آموزه‌های دینی برای مهریه، مقدار معینی تعیین نشده‌است، بلکه این امر به توافق زن و مرد بستگی دارد. همچنین در نوع مهریه نیز محدودیتی وجود ندارد و هر چیزی که ارزش اقتصادی واجتماعی داشته باشد، می‌تواند مهریه قرار گیرد؛ همانند طلا، نقره، املاک، پول‌های رایج، لوازم زندگی و حتی آموزش قرآن یا آموزش مهارتی ویژه.

مهریه در ایران

در بسیاری از اوقات، مهریهٔ دختران مسلمان ایرانی بر مبنای سکه‌های طلا تعیین می‌شود؛ از سال تولد دختر گرفته تا شمار ائمه یا سوره های قران کریم به عنوان تعداد سکه‌های مهریه دختران بریده می‌شود.

بر اساس تحقیقی در سال ۱۳۸۷ در مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه از بیش از ۱۲۰۰ زن و مرد متأهل بین ۱۸ تا ۴۰ سال در حدود ۱۲ استان ایران نشان داده که میانگین مهریه به اعلام زنان ۳۵۰ سکه طلا و به اعلام مردان ۲۶۰ سکه طلا است. این پژوهش از رشد سریع میانگین مهریه در دهه ۸۰ حکایت داشته به طوری‌که در عرض ۵ سال از میانگین ۳۰۰ سکه به ۴۵۰ سکه طلا رسیده‌است. البته مهریه‌هایی با مبنای ۱۲۴۰۰۰ سکه طلا هم دیده شده‌است.

در ایران برخی از مردان به علت ناتوانی در پرداخت مهریه زندانی می‌شدند.اما بنا برقانون حمایت از خانواده 1391 که در اسفند ۹۳ اجرایی شد، ناتوانی در پرداخت مهریه های بالای ۱۱۰ سکه، مشمول زندان رفتن مرد نمی‌شود و زندانی شدن مرد با توافق طرفین و قسط بندی مهریه حذف می‌شود. همچنین در سال ۱۳۹۰ دیوان‌عالی کشور در رای وحدت رویه‌ای شماره ۷۲۲ پذیرش دادخواست اعسار به شکل دعوای تقابل را هم پذیرفت که به موجب آن فرآیند رسیدگی به اعسار به شدت تسریع یافته و امکان صدور دستور بازداشت بسیار کاهش پیدا کرد. منتقدان اشکالاتی از قبیل امکان دور زدن قانون، تضعیف ضمانت‌ اجرایی و قانونی مهریه، پنهان‌کاری و مخفی کردن اموال را بر این فرایند وارد کرده‌اند.

در دیگر کشورها

در عربستان، عرف مهریه ۱۴ هزار دلار است. درجمهوری ادربایجان، میانگین نرخ مهریه در حدود ۲۰۰۰منات برآورد می‌شود. میانگین نرخ مهریه در میان اقوام مختلف کشور هند در حدود ۱۰۰ هزار تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار روپیه تعیین می‌شود. درترکیه نیز نرخ مهریه به طور متوسط ۳۵ هزار لیر است. در مناطق مختلف چین در میان اقوام مختلف، نرخ مهریه حدود ۱۰۰ هزار یوان تخمین زده می‌شود. در عمان نرخ مهریه در حدود ۱۰ هزار ریال نمونه است.

مهریه در اسلام

براساس فلسفهٔ اولیهٔ تعیین مهریه، مهر نوعی هدیه، پیشکش، نحله، اعطای بدون عوض و از روی صداقت (صداق) به صورت نقدی با تاکید بر معادل و ویژگی معنوی و فرامادی آن بوده است. برخی منابع مانند تفسیر نمونه نتیجه می‌گیرند «صدُقاتهن» از ماده «صداق» است و بدان جهت به مهر «صداق» یا «صدُقه» گفته می‌شود که نشانه راستین بودن علاقه مرد و محبت او به زن است. همچنین کلمه «نحله» به گفتهٔ راغب اصفهانی از «نحل» به معنای زنبورعسل است؛ چون زنبورعسل بدون توقعی عسل خود را می‌بخشد، کلمه «نحله» دلالت دارد که فلسفهٔ مهریه، تقدیمی، پیش‌کشی، عطیه و هدیه است.بر اساس برخی منابع فقه اسلامی مانند جواهر الکلام، مهری که شوهر به زن می‌پردازد.

در اسلام مهریه متعلق به خود زن است نه والدین و یا هر شخص دیگر.


مهریه در فقه و حقوق اسلامی سه نوع مهم دارد:


مهر المسمی

مهر المسمی: مهری است که زن و شوهر قبل از انعقاد عقد نسبت به مقدار و میزان آن توافق نموده و آن را در عقد ذکر می‌کنند. تعیین میزان مهر مطابق ماده ۱۰۸۰ قانون مدنی منوط به تراضی طرفین است و محدودیتی در این خصوص در قانون پیش‌بینی نشده‌است؛ و طبق ماده ۱۰۷۹ قانون مدنی، مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آنها بشود، معلوم باشد (ماده ۱۰۷۹ قانون مدنی).

شرایط مهر المسمی:

  • دارای ارزش مالی و اقتصادی باشد
  • قابل تملک و نقل و انتقال باشد
  • مشخص و معلوم باشد
  • معین و تصریح شده باشد
  • دارای منفعت عقلایی و مشروع باشد
  • شوهر قدرت تسلیم مهریه را داشته باشد

مهرالمثل

اگر در زمان انعقاد عقد راجع به مهریه توافق نشده یا اینکه مهریه نوعی تعیین گردیده که مطابق قانون نبوده، ولی عمل زناشوئی بین زوجین رخ داده‌است، در این حالت بر اساس عرف و عادت محل و وضعیت خاص زوجه مانند تحصیلات، سن، شغل و امثال آن مهریه‌ای هم شأن زنان مشابه وی تعیین می‌گردد که به این نوع مهریه مهرالمثل می‌گویند.

مهرالمتعه

در نکاحی که دائم بوده و مهریه ذکر نشده یا شرط عدم مهر شده باشد زوج به زوجه مطلقه خود که با او نزدیکی نکرده‌است مهریه‌ای پرداخت می‌کند و این مهریه اصطلاحاً مهرالمتعه گفته می‌شود.

تفویض مهر

اگر در عقد تعیین مهر به یکی از زوجین یا شخص ثالثی واگذار شود صحیح است و به آن تفویض مهر گویند.

مهرالسنة

مهرالسنة به میزان مهریه‌ای گفته می‌شود که رسول خدا برای همسران و فرزند خود فاطمه‌ی زهرا تعیین نمود و به امت خود سفارش نمود تا بیش از این مقدار را برای مهریه قرار ندهند. مستحب است که مقدار مهریه از این مقدار کمتر باشد و بیشتر از آن کراهت دارد. از رسول خدا روایت شده که بهترین زنان امت من کسانی هستند که مهریه‌ی آن‌ها کم و مهر و محبت آ‌ن‌ها زیاد باشد.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اصلاحیه بخشنامه یکنواخت سازی اخذ هزینه دادرسی

پایگاه خبری اختبار– از سوی رئیس قوه قضاییه؛ اصلاحیه بخشنامه یکنواخت سازی اخذ هزینه دادرسی ابلاغ شد

 با صدور بخشنامه‌ای از سوی رئیس قوه قضاییه، اصلاحیه بخشنامه "یکنواخت سازی اخذ هزینه دادرسی طبق قانون وصول برخی از درآمدهای دولت مصوب ۱۳۷۳" به واحدهای قضایی و دادسراهای سراسر کشور ابلاغ شد.

به گزارش پایگاه خبری اختبار پیش از این و در قسمت الف بند یک بخشنامه "یکنواخت سازی اخذ هزینه دادرسی طبق قانون وصول برخی از درآمدهای دولت مصوب ۱۳۷۳" مصوب ۴ خرداد ۱۳۹۵ رئیس قوه قضائیه، " هزینه دادرسی دعاوی مالی در مرحله اعاده دادرسی و اعتراض ثالث مطابق هزینه آن در مرحله فرجام خواهی (۵% محکومٌ به ) و همچنین، هزینه دادرسی در مرحله واخواهی برابر هزینه آن در مرحله تجدیدنظر (۴% محکومٌ به )" اعلام شده بود که در اصلاحیه فعلی به ترتیب به ۵/۵ و ۴/۵ درصد افزایش یافته است.

بنا بر اعلام اداره کل روابط عمومی قوه قضاییه، متن کامل اصلاحیه بخشنامه رئیس قوه قضاییه به شرح ذیل است:

بخشنامه به واحدهای قضایی سراسر کشور

پیرو بخشنامه شماره ۹۰۰۰/۱۲۳۹۷/۱۰۰ مورخ ۱۳۹۵/۳/۴ درخصوص یکنواخت سازی اخذ هزینه دادرسی، با توجه به قانون بودجه سال ۱۳۹۵ کل کشور مصوب ۱۳۹۵/۲/۲۷ مجلس شورای اسلامی و اصلاحیه آن چاپ شده در روزنامه رسمی مورخ ۱۳۹۵/۳/۲۶، هزینه دادرسی در مرحله اعاده دادرسی و اعتراض ثالث و واخواهی مذکور در ردیف الف بند ۱ بخشنامه فوق به شرح زیر اصلاح می‌گردد:

«الف) هزینه دادرسی دعاوی مالی در مرحله اعاده دادرسی و اعتراض ثالث مطابق هزینه آن در مرحله فرجام خواهی (۵/۵ % محکومٌ ب) و همچنین، هزینه دادرسی در مرحله واخواهی برابر هزینه آن در مرحله تجدیدنظر (۴/۵ % محکومٌ به) است.»

صادق آملی لاریجانی

۱۳۹۵/۴/۱۲





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در رابطه با تاثیر انقلاب اسلامی بر عدالت خواهی جامعه ایران؟

رابطه اسلام و عدالت :
انقلاب اسلامی ، انقلابی است كه بر خلاف بسیاری از انقلابهای دیگر بر پایه اسلام بنا نهاده شده است و اسلام به عنوان ایدئولوژی تعیین كننده آن مطرح می باشد بنابر این پیش از ورود به رابطه انقلاب اسلامی و عدالت خواهی لازم است رابطه میان اسلام و عدالت مورد بررسی قرار گیرد تا سپس میزان تاثیر انقلابی كه بر مبنای اسلام بنا نهاده شده است بیشتر فهمیده شود .
عدالت خواهی به عنوان یك امر كمالی، مطلوب و مقصود بشر است و انسان به طور فطری گرایش به آن دارد (نحل، آیه 90) و از ظلم و بی عدالتی می گریزد؛ زیرا كمال خواهی آدمی موجب می شود تا به عدالت به عنوان مهم ترین سازوكار رشد و تعالی و كمال بنگرد و تحقق و اجرای آن را بخواهد.
از این رو كسانی كه هم چنان بر فطرت الهی باقی مانده اند و به وسوسه های نفسانی و شیطانی، فطرت و طبیعت خدادادی خود را دگرگون نساخته اند، گرایش به عدالت داشته و با ستم به مبارزه برمی خیزند و از آن بیزاری می جویند. بر این اساس خداوند در آیاتی از جمله 135 سوره نساء و 8 سوره مائده و 85 سوره اعراف، اجرای عدالت و گرایش و گواهی به آن را به عنوان یك حق، مقتضای ایمان انسان می شمارد. به این معنا كه انسانی كه بر فطرت سالم و عقل سلیم است، به خداوند ایمان دارد و همین ایمان، وی را به سوی كمال دیگری چون عدالت می كشاند و اجرای آن را خواهان می شود.
آگاهی انسان به هدفمندی آفرینش و توجه به معاد و رستاخیز و حساب و كتاب آخرت موجب می شود تا اجرای عدالت را عاملی مهم برای قرار گرفتن در مسیر درست و امكان پاسخ گویی در رستاخیز قلمداد كند. از این رو خداوند در آیه 29 سوره اعراف چنین توجهی را پشتوانه خوبی برای اجرا و رعایت عدالت از سوی انسان و جوامع بشری معرفی می كند.
از طرفی با نگاهی گذرا به اهدافی كه قرآن برای پیامبران و ماموریت ایشان تعریف كرده به آسانی می توان دریافت كه عدالت، قطب همه حركت ها و محور همه تلاش های پیامبران و مصلحان تاریخ بشریت بوده است.
خداوند همان گونه كه خود نظام هستی را بر پایه عدالت آفریده (آل عمران آیه 18) همچنین فرد فرد انسان ها را به عدالت و رعایت آن دعوت می كند (نساء آیات 3 و 58 و 127 و 125 و آیات بسیار دیگر) و به عنوان یك وظیفه عمومی و همگانی از ملت ها و جوامع بشری می خواهد تا آن را در جامعه به مورد اجرا گذارند تا از بركات و آثار ارزشمند آن، یعنی دست یابی به توحید واقعی (آل عمران آیه 18)، بهره مندی از امدادهای خاص الهی (بقره آیه 194)، محبت الهی (مائده آیه 42 و حجرات آیه 9 و ممتحنه آیه 8) و دست یابی به كمالات از طریق متاله شدن و خدایی گشتن (آل عمران آیه 18 و آیات دیگر پیش گفته و نیز نساء آیه 135) و دست یابی به سعادت و فرجام نیك در دنیا و آخرت (اسراء آیه 25) برخوردار گردند.
ریشه این خواسته الهی و ماموریت بشری را می بایست در ربوبیت الهی بر همگان جست كه خواهان عدالت و اجرای آن در میان همگان است (شورا آیه 15) و برپایی آن را در جامعه، هدف الهی از بعثت پیامبران و ارسال كتب آسمانی بر می شمارد. (حدید آیه 25)
ایجاد عدالت در جامعه، فلسفه تشریع میزان، دین، قوانین عادلانه (حدید آیه 25) و اقامه و برپایی آن از سوی توده های مردم به عنوان یك وظیفه، مسئولیت، فلسفه آفرینش و هدف خلقت، در آیاتی از جمله 29 و 187 سوره اعراف و 35 سوره اسراء و 181 و 182 سوره شعراء بیان شده است.
با نگاهی به نقش و ارزش عدالت در همه ابعاد زندگی بشر و بلكه هستی می توان دریافت كه چرا عدالت تا این اندازه ازنظر اسلام و قرآن و مصلحان تاریخ بشر از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و به عنوان دغدغه اصلی بشر و رهبران آن درآمده است؛ زیرا بدون عدالت هرگز سنگی روی سنگی بند نمی شود و جهان، پایدار و باقی نخواهد ماند؛ چه آنكه جهان بر پایه قسط و عدالت استوار است.
خداوند مومنان را موظف به رعایت عدالت در مسیر زندگی كرده است (شورا آیه 4) و همین امر موجب شده كه حركت توفنده انقلاب اسلامی برای برپایی عدالت و ستم ستیزی شكل بگیرد.
ایمان مردم به درستی راه پیامبران و نومیدی ازنظریه ها و دكترین های بشری برای ساختن جامعه ای برتر و متمدن موجب شد تا به بهره گیری از آموزه های وحیانی روی آورند و تلاش كنند آنرا در جامعه اجرایی كنند و عدالت همه سویه و فراگیر را بجویند.(محسن عابدینی ، عدالت خواهی و ظلم ستیزی دو ویژگی برجسته انقلاب اسلامی ، روزنامه كیهان ، پنجشنبه 29 بهمن 1388- شماره 19585 )
عدالت و انقلاب اسلامی :
در زمینه رابطه عدالت و انقلاب اسلامی باید بگوییم با بررسی مختصر موضوع عدالت و مقایسه آن با موضوع انقلاب اسلامی به نظر می رسد نوعی رابطه دو سویه میان این دو موضوع مطرح باشد : به عبارتی از یك سو انقلاب اسلامی برآمده از یكی از مهمترین خواست های اصلی مردم ایران در تاریخ معاصر به نام «عدالتخواهی» بود و از سویی دیگر انقلاب اسلامی تاثیرات فراوانی بر موضوع عدالت و عدالتخواهی در جامعه اسلامی ایران گذاشته است . به تعبیری دیگر یكی از انگیزه ها و نیز اهداف انقلاب اسلامی تحقق عدالت اجتماعی و ریشه كن نمودن ظلم و ستم در تمامی ابعاد واز بین بردن فاصله طبقاتی بوده و هست و اهمیت این اصل تا جایی است كه تحقق عدالت اجتماعی به عنوان غایت حركت جامعه اسلامی معرفی شده است . مقام معظم رهبری در این زمینه معتقدند : اساس اداره تشكیلات كشور عدالت اجتماعی است در تمام آثار دینی كه شما نگاه می كنید ، هدف و غایت برای حركت جامعه اسلامی ، تشكیل جامعه عادله است راجع به امام زمان ( عج) این همه اثر است ولی در اغلب اینها گفته می شود كه این بزرگوار تشریف می آورند تا این كه جهان را پر از عدل كنند ( منشور دولت اسلامی ، باز خوانی مواضع و انتظارات مقام معظم رهبری از قوه مجریه ، دفتر جریان شناسی تاریخ معاصر ، قم: همای غدیر، 1384،پیام به مناسبت دومین سالگرد ارتحال امام ره 13 خرداد 70) و از سویی دیگر نیز تحقق جامعه اسلامی بدون عدالت اجتماعی غیر ممكن است و هدف بزرگ انبیاء تامین عدالت اجتماعی بوده است ؛ « لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط ، ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها كتاب و میزان نازل كردیم تا مردم قیام به عدالت كنند.» ( سوره حدید آیه 25)بر این اساس اولین و مهمترین ارزش در نظام جمهوری اسلامی از نظر عملی تحقق عدالت اجتماعی است و مقام معظم رهبری در این باره فرمودند: اولین ارزش در نظام ما از لحاظ عملی باید تامین عدالت اجتماعی باشد این مهم باید در تمام برنامه ریزی ها و عمل ها و امثال آن مورد توجه قرار بگیرد در نظام اسلامی عدالت مبنای همه تصمیم گیریها ی اجرایی است و همه مسئولان نظام باید به جد و جهد و با همه اخلاص در صدد اجرای عدالت در جامعه باشند ( منشور دولت اسلامی ، 19/10/ 83 سخنرانی در دیدار با اقشار مختلف مردم قم) شهید مطهری نیز عدالت اجتماعی را به عنوان یكی از اركان سه گانه ( عدالت اجتماعی , استقلال و آزادی , معنویت )اصلی بقاء و تداوم انقلاب اسلامی مطرح نموده است كه این مساله گویای اهمیت این امر در انقلاب اسلامی است ایشان در این خصوص فرموده اند: در مورد وضع آینده انقلاب اسلامی خودمان یكی از اساسی ترین مسائل , همین مساله عدالت اجتماعی است ...انقلاب اسلامی ما اگر می خواهد با موفقیت به راه خود ادامه دهد راهی بجز بسط روشهای عدالت جویانه و عدالت خواهانه در پیش ندارد. ( مرتضی مطهری , پیرامون انقلاب اسلامی , تهران : انتشارات صدرا, 1368, ص 149 و 154و155 ) انقلاب اسلامی در طول حیات پربركت خویش تلاش نموده است تا زمینه عدالت اجتماعی را فراهم نماید و در این راستا اقدامات شایسته ای انجام داده است اما در عین حال ایجاد عدالت اجتماعی و ساختن جامعه ای این چنین نیازمند تلاش و كوشش بیشتر و بی وفقه مسئولان نظام است و هنوز تا تحقق جامعه ای كاملا اسلامی كه عدالت اجتماعی بر تارك آن بدرخشد و به عنوان الگویی برای سایر جوامع و كشورها مطرح گردد فاصله زیادی وجود دارد اما آنچه در این راستا دارای اهمیت است این است كه انقلاب اسلامی این راه را آغاز نموده و با جدیت پیگیری و دنبال می كند و دولت برای تحقق عدالت اجتماعی مصمم است .(برای اطلاع بیشتر به منابع زیر مراجعه شود؛ ویژگیهای انقلاب اسلامی , در آینه نگاه مقام معظم رهبری , تهران : موسسه فرهنگی قدر ولایت , 1380,رویش , درآمدی بر كارآمدی نظام جمهوری اسلامی , علی اكبر كلانتری , قم: نشر معارف , 1383, نود ودو دستاورد انقلاب اسلامی ایران , تهران: موسسه فرهنگی قدر ولایت , 1382)
بنابر این هم عدالتخواهی مردم ایران منجر به آغاز و پیروزی انقلاب اسلامی شد و هم پیروزی انقلاب اسلامی به گسترش عدالت در جامعه كمك شایانی نمود .
تاثیرات انقلاب اسلامی در روندعدالت خواهی در ایران :
علاوه بر مباحث نظری پیرامون رابطه عدالت و انقلاب اسلامی لازم است به تاثیرات انقلاب اسلامی بر روند عدالت خواهی در ایران نیز اشاره ای داشته باشیم . از این منظر تاثیرات زیر را می توان به عنوان مهمترین این تاثیر ها بیان كرد :
1 – آغاز روند انقلاب اسلامی باعث تبدیل عدالت به یكی از مهمترین خواسته های اصلی مردم شد . علت نیز این بود كه پس از دوران مشروطه كه جنبش عدالتخانه به بركت منورالفكران غربزده و برخی خواص ناآگاه تبدیل به جنبش مشروطه شد و عدالت با قرائت غربی آن ، جاده مشروطه را به سمت استبداد رضاخانی منتهی كرد ، عدالت تبدیل به گوهر گمشده ای شد كه وصول به آن امری دست نایافتنی تلقی شد فلذا در جریان جنبش های اجتماعی دوران پهلوی اول و دوم و به ویژه در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت كمتر شاهد طرح عدالت به مثابه یك مطالبه عمومی و خواست اصلی بودیم . اما آغاز روند انقلاب اسلامی كه به دلیل اتكاء به مبانی اسلامی ، عدالت را به عنوان یكی از اركان وجودی خویش همراه داشت باعث شد تا عدالت به عنوان یك خواست عمومی مطرح گردد . امام خمینی ره نیز به عنوان رهبر انقلاب همواره یكی از اهداف خود از انقلاب اسلامی را تحقق عدالت به ویژه از طریق ایجاد حكومت اسلامی عنوان كرده و می فرمودند : « ما كه مى‏گوییم حكومت اسلامى، مى‏گوییم حكومت عدالت، ما مى‏گوییم یك حاكمى باید باشد كه به بیت المال مسلمین خیانت نكند، دستش را دراز نكند بیت المال مسلمین را بردارد، ما این یك مطلب را مى‏گوییم. این یك مطلب مطبوعى است كه در هر جامعه بشرى كه گفته بشود، براى هركس گفته بشود، از ما مى‏پذیرند»(صحیفه امام، ج‏3، ص: 509)
2 – انقلاب اسلامی تفسیری اصیل از عدالت و عدالت خواهی را به جامعه اسلامی ایران ارائه داد . چرا كه موضوع عدالت یكی از موضوعاتی بود كه دستمایه برخی فعالان اجتماعی و سیاسی و به ویژه احزاب و گروههای ایدئولوژیك قرار گرفته و با توجه به برانگیخته شدن مردم برای تحقق عدالت هركدام از این گروهها تفاسیری از عدالت ارائه می كردند كه در مجموع با دیدگاه اصیل دینی در تعارض بودند كه در این میان دو تفسیر از عدالت از همه بیشتر مشهود بود :
الف – تفاسیر ماركسیستی از عدالت : در تفاسیر ماركسیستی عدالت در «برابرى اقتصاد و رفاه اجتماعى» است. معیار توزیع در مرحله سوسیالیستى «كار» است؛ یعنى هر كس به قدر كارش پاداش مى گیرد و در مرحله كمونیسم، هر كس به قدر نیازش بهره خواهد برد و بدین سان، «عدالت اجتماعى» در جامعه تحقق خواهد یافت. هدف مشترك همه سوسیالیست ها حذف مالكیت خصوصى و استقرار مالكیت عمومى و دولت بود تا بتوانند سازمان اجتماعى جوامع را براى استقرار عدالت و مساوات اجتماعى تغییر دهند. در این نگرش اگرچه مفهوم عدالت از مفاهیم اساسى و اصولى به شمار آمده، اما در واقع، به عدالت توزیعى در محصولات، امكانات و فراورده هاى مادى منتهى شده است. در این نگاه، توزیع عادلانه و برابرى ثروت ـ مبتنى بر نیاز ـ موردنظر است و مالكیت خصوصى مطلقاً نفى شده و آزادى انسان ها را تحت الشعاع قرار داده است؛ یعنى با نام عدالت، عدالت ذبح گردیده است. از این رو در عمل هیچ یك از اصول آن نتوانسته است مشكل اجتماعى، سیاسى و فكرى انسان ها را حل كند و در نهایت، به حكومت هاى تك حزبى و توتالیتر ختم شده كه منجر به شكست و فروپاشى گردیده است. (ر.ك : نیم نگاهى به مفهوم عدالت و عدالت نبوى ، على عطائى ، ماهنامه معرفت، شماره 110 ؛ عبدالحسین كافى، پس از كمونیسم حكومت حق و عدالت، تهران، اتحادیه مسلمین ایران، 1333، ص 133ـ 148 .) این مفهوم از عدالت اگر چه به طور كلی در جامعه ایرانی به دلیل ریشه های مذهبی آن نتوانست هرگز جای پایی برای خود باز كند اما به هر حال تفكری بود كه در میان روشنفكران چپ گرا رواج كامل داشت و تلاش می شد تا در شرایط خلا تفاسیر اصیل از عدالت در جامعه به عنوان نسخه بی بدیل از مفهوم عدالت اشاعه یابد و با توجه به اینكه در آن مقطع هیچ تفكر انقلابی غیر از تفكر ماركسیستی در جامعه فعالیت وسیع و گسترده نداشت لذا این موضوع به تدریج مورد توجه اقشار مذهبی انقلابی هم قرار گرفت كه باعث بروز التقاط در دیدگاههای دینی آنان گردید . اما آغاز انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی نشان داد كه عدالت از منظر اسلام گوهر یگانه ای است كه هدفش رساندن بشر به سعادت واقعی او می باشد . بر این اساس عدالت مفهومی اصیل در اسلام است كه نیازی به ایدئولوژی های غربی و شرقی برای تفسیر و تبیین جایگاه آن در تفكرات انقلابی ندارد چرا كه خود اسلام ، دارای تفكرات انقلابی می باشد و بر اساس آن توانایی تفسیر و تبیین عدالت در جامعه را دارا می باشد .
ب – تفاسیر التقاطی دینی از عدالت : این تفسیر از عدالت در راستای تلاشهای برخی مسلمانان متاثر از فضای روشنفكری چپ زده برای تاویل و تفسیر مفاهیم دینی صورت گرفت و بر این اساس همانگونه كه بسیاری از مفاهیم دینی همچون توحید ، معاد و ... مورد تاویل و تفسیر های مادی گرایانه قرار گرفت عدالت نیز دستخوش تحریف و تاویل قرار گرفت و به گونه ای تفسیر شد كه تنها شامل جنبه های محدودی از عدالت شامل برخورداری از رفاه مادی همگانی می شد و كاری به كارویژه های فراتر از جنبه های مادی عدالت نداشت كه این قبیل تفاسیر به شدت با واكنش رهبر انقلاب اسلامی مواجه شد به گونه ای كه ایشان در اظهار نظر های مختلفی به رد چنین تفاسیر جزء گرایانه پرداختند از جمله اینكه در یكی از سخنرانی های خود در این زمینه فرمودند :
«یك دسته‏اى پیدا شده‏اند كه اصل تمام احكام اسلام را مى‏گویند براى این است كه یك عدالت اجتماعى پیدا بشود؛ طبقات از بین برود. اصلًا اسلام دیگر چیزى ندارد؛ توحیدش هم عبارت از توحید در این است كه ملتها در زندگى توحید داشته، واحد باشند. عدالتش هم عبارت از این است كه ملتها همه به طور عدالت و به طور تساوى با هم زندگى بكنند؛ یعنى، زندگى حیوانى على السواء! یك علفى همه بخورند و على السواء با هم زندگى بكنند و- عرض مى‏كنم- به هم كار نداشته باشند، همه از یك آخورى بخورند. این همه آیاتى كه وارد شده است راجع به معاد و راجع به- عرض مى‏كنم- توحید، و آن همه براهینى كه وارد شده است راجع به اثبات یك نشئه دیگرى (3)، اینها [را] آنى كه متدین است غَمْضِ عین مى‏كند، چشمهایش را از این آیات مى‏پوشد و مى‏رود سراغ آیات دیگر؛ آنى كه خیلى تدینش قوى نیست تأویل مى‏كند و همین.»(صحیفه امام، ج‏3، ص: 223)
ایشان در باره علت این امر می فرمایند : « این براى این است كه اسلام را نشناخته‏اند... باید- عرض مى‏كنم كه- رفع ظلم بشود و عدالت بسط پیدا كند، شما مى‏توانید تخطئه كنید. آن هم باید باشد. همه هست. محصور نیست اسلام به اینها. اسلام انسانى مى‏سازد عدالتخواه و عدالت پرور، صاحب اخلاق كریمه، صاحب معارف الهیه؛ كه وقتى كه از اینجا رخت بربست و وارد شد در یك عالم دیگرى، به صورت انسان باشد، آدم باشد.»(همان ، ص 226)
3 – انعكاس موضوع عدالت و عدالت خواهی در قانون اساسی كه نشاندهنده اهتمام انقلاب اسلامی ایران و نظام برآمده از آن به موضوع عدل و عدالت می باشد كه در این راستا نگاهی به كاربرد واژگان عدل و عدالت حاكی از این امر است به گونه ای كه در سرتاسر قانون اساسی ، 9 بار از واژه عدل و 8 بار از واژه عدالت استفاده شده و در تمامی موارد بر اجرای آن تاكید شده است . علاوه بر كاربرد واژگانی عدل و عدالت در قانون اساسی بررسی روح كلی حاكم بر سرتاسر قانون اساسی و نیز محتوای اصول و بندهای قانونی مرتبط با عدل و عدالت نیز حاكی از توجه ویژه انقلاب اسلامی به موضوع عدالت و لزوم پیاده شدن آن در جامعه و تبدیل شدن آن به یك قانون می باشد . در این قانون در همان ابتدای قانون و اصل 1 ، انقلاب اسلامی برآمده از اعتقاد مردم به حكومت حق و عدل قرآن برشمرده شده است . همچنین در اصل دوم آن ، نظام برآمده از چنین انقلابی ، بر عقایدی استوار شده است از جمله اینكه « نفی‏ هر گونه‏ ستمگری‏ و ستم‏ كشی‏ و سلطه‏ گری‏ و سلطه‏ پذیری‏، قسط و عدل‏ و استقلال‏ سیاسی‏ و اقتصادی‏ و اجتماعی‏ و فرهنگی‏ و همبستگی‏ ملی‏ را تامین‏ می‏ كند.» و در اصل سوم نیز دولت جمهوری اسلامی موظف شده است تا برای تحقق اهداف مذكور در اصل دو ، اموری را به كار برد كه بسیاری از آنها اموری هستند كه مرتبط با تحقق عدل و عدالت در جامعه می باشند .
در این قانون علاوه بر اعتقادی كه به عدالت به عنوان حق مسلم ملت انقلابی ایران وجود دارد ، این موضوع از جمله حقوقی برشمرده شده است كه برای تمام ملت های جهان نیز به رسمیت شناخته شده است چنانكه در اصل 154 قانون اساسی در این زمینه چنین ذكر شده است : « جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ سعادت‏ انسان‏ در كل‏ جامعه‏ بشری‏ را آرمان‏ خود می‏ داند و استقلال‏ و آزادی‏ و حكومت‏ حق‏ و عدل‏ را حق‏ همه‏ مردم‏ جهان‏ می‏ شناسد. بنا بر این‏ در عین‏ خودداری‏ كامل‏ از هر گونه‏ دخالت‏ در امور داخلی‏ ملتهای‏ دیگر، از مبارزه‏ حق‏ طلبانه‏ مستضعفین‏ در برابر مستكبرین‏ در هر نقطه‏ از جهان‏ حمایت‏ می‏ كند.»
موضوع عدالت در قوانین جمهوری اسلامی ایران به اندازه ای اهمیت دارد كه یكی از مهمترین شرایط رهبری به عنوان ركن مهم انقلاب اسلامی و عالیترین مقام رسمی كشور ، بر اساس اصل 109 این قانون ، عدالت بوده و رئیس جمهور نیز به عنوان دومین مقام عالی كشور پس از رهبری ، یكی از وظایفی كه باید به منظور تحقق آنها در برابر قرآن كریم به خدای متعال سوگند بخورد « پشتیبانی‏ از حق‏ و گسترش‏ عدالت‏» می باشد . به همین ترتیب موضوع عدالت را در كلیه ساختارهای قانونی نظام جمهوری اسلامی و نیز گزینش مسئولان ارشد آن می توان مشاهده كرد و حتی اگر در گزینش مسئولی به این موضوع تصریح نشده باشد ، با توجه به خطوط كلی ترسیم شده برای نظام اسلامی و هدفی كه در متن و روح قانون اساسی برای تحقق عدالت در نظر گرفته شده است می توان گفت كه در گزینش كلیه مسئولان نظام جمهوری اسلامی باید عدالت گرایی به عنوان یك شاخص مطرح باشد هر چند ممكن است در مقام عمل در گزینش برخی مسئولان به این شاخص كمتر بها داده شده باشد.
4 - یكی دیگر از تاثیرات انقلاب اسلامی بر روند عدالت خواهی در جامعه ایران ، تاثیر انقلاب و رهبران آن بر روند مطالبه عدالت حتی در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی می باشد . به گونه ای كه مقام معظم رهبری علاوه بر اینكه همواره بر تحقق عدالت در جامعه ایرانی تاكید كرده و اقدامات فراوانی برای تحقق مظاهر مختلف عدالت انجام داده اند ، در عین حال مطالبه عدالت را به عنوان یكی از وظایف مهم در جامعه تلقی كرده و همگان را به مطالبه عدالت فراخوانده اند . لذا تاثیر مهمی كه در این زمینه به وجود آمده است این است كه مطالبه عدالت كه روزی توسط مردم درخواست می شد و به شدت از جانب نهادهای حاكمیت نفی می شد امروزه از جانب خود نهاد حاكمیت به عنوان وظیفه و تكلیف مردم تلقی شده و رهبر انقلاب اسلامی از مردم می خواهد تا با مطالبه دائمی عدالت مسئولان امر را نسبت به وظایف خویش متنبه سازند . مقام معظم رهبری در این زمینه می فرمایند :
«من اعتقادم این است كه باید مردم نسبت به مسأله‌ى عدالت اجتماعى و خواست عدالت اجتماعى، مجدانه و منطقى، با مسؤولانشان صحبت كنند و از دولتها و از نمایندگان مجلس این را بخواهند. باید آن كسى را كه شعار عدالت اجتماعى مى‌دهد، موظف و مسؤول كنند و از او مطالبه نمایند.»( بیانات در جلسه پرسش و پاسخ مدیران مسئول و سر دبیران نشریات دانشجویی ، 1377/12/04)
بر همین اساس مشاهده می كنیم كه اوایل دهه‌ی 80 با پیام‌های رهبر انقلاب و نام‌گذاری سال‌هااز سوی ایشان به عنوان «سال امام علی(علیه‌السلام)»، «سال پاسخ‌گویی مسؤولان» به عنوان سرآغاز گفتمان عدالت در ایران اسلامی مطرح می شود . پس از آن، عدالت‌خواهی فرمانی بود كه رهبر انقلاب در 6 آبان ماه 81 طی پیامی به تشكل‌های دانش‌جویی اعلام داشتند و ازدانش‌جویان خواستند به عنوان پرسش‌گران و مطالبه‌گران به میدان بیایند و از مسؤولینیكه مظنون به فساد هستند، مطالبه كنند: «امروز سرآغاز فهرست بلند مسایل كشور مسأله‌ی عدالت است.»( پیام مقام معظم رهبری به مناسبت دومین همایش جنبش عدالت‌خواه دانش‌جویی، 6/8/81) پیامی كه البته یك سال قبل از این، رهبر انقلاب طی فرمانی هشت ماده‌ای به مسؤولین سه قوا و نمایندگان دستگاه اطلاعاتی و سازمان بازرسی امر به برخورد با مفاسد اقتصادی نموده بودند اما این پیام عدالت‌خواهی به دانش‌جویان بود كه سر منشأ حركتی نو در میان نسل جوان دانش‌جوی انقلابی و عدالت‌خواه گردید و توانست عدالت‌خواهی وگفتمان امام(ره) و انقلاب اسلامی را دوباره احیا و باز تولید نماید.
معظم‌له خود در این خصوص می‌فرمایند: «مسأله‌ی عدالت‌خواهى را كه من با شما و جوانان مطرح مى‌كنم، به معناى این نیست كه با غیر جوانان مطرح نكرده‌ام. قبل از این نامه‌اى كه دو، سه سال پیش به یك تشكل دانش‌جویى نوشتم، مسأله‌ی عدالت‌خواهى را ده‌ها بار با مسؤولانى كه وظیفه‌ی اجرایى دارند، مطرح كرده‌ام ... اما همه‌ی این حركت‌ها براى ماندگارى و عمق‌یابى، پشتوانه مى‌خواهد كه آن پشتوانه، مطالبه و خواست، شما هستید.»( بیانات مقام معظّم رهبرى در دیدار جمعى از اعضاى تشكل‌ها، كانون‌ها، نشریات، هیأت‌هاى مذهبى و شمارى از نخبگان دانش‌جویى، 15 آبان 1382)
از منظر رهبر انقلاب، عدالت‌خواهی شأن و تكلیف همیشگی و ثابت جنبش دانش‌جویی است و باید به گفتمان غالب محیط‌های دانش‌جویی مبدل شود: «این نامه‏ى ما، مطالبه‏ى ما، مال سال 1380 است؛تاریخش آن وقت است اما همیشه تاریخِ روز دارد. (5/4/87) مطالبه‌ی عدالت به معناى این است كه عدالت، گفتمان غالب در محیط‌هاى جوان ودانش‌جویى شود؛ عدالت را مطالبه كنند و آن را از هر مسؤولى بخواهند.»( بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه‌ی پرسش و پاسخ دانش‌جویاندانشگاه شهید بهشتى، 82/02/22)
«یك لحظه از درخواست و مطالبه‌ی عدالت كوتاهی نكنید؛ این شأن شماست.»( بیانات مقام معظم رهبری در دانشگاه شیراز، 14/2/87) هم‌چنین «تئوریزه كردن پایه‌های معرفتی عدالت، مطالبه‌ی عدالت از مسؤولان در همه‌ی ابعاد آن (22/2/82) و ترویج «فرهنگ مطالبه‌ی عدالت» از مسؤولان در جامعه»(بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار جمعى از اعضاى تشكل‌ها و... ، 15 آبان 1382) و تبدیل كردن آن به گفتمانی ملی، محورهای وظایفی است كه مقام عظمای ولایت برای دانش‌جویان در تحقق گفتمان عدالت برشمرده‌اند.
از منظر رهبر انقلاب، عدالت‌خواهی شأن و تكلیف همیشگی و ثابت جنبش دانش‌جویی است و باید به گفتمان غالب محیط‌های دانش‌جویی مبدل شود: «یك لحظه از درخواست و مطالبه‌ی عدالت كوتاهی نكنید؛ این شأن شماست.»
گفتمان عدالت‌خواهی با ورود به دهه‌ی چهارم انقلاب اسلامی در سطح كلان تحت عنوان «گفتمان عدالت و پیشرفت» به گفتمان و خواست اصلی رهبر انقلاب به عنوان گفتمان آینده ساز كشور - مطرح شد و باز هم «دانشگاه و جنبش دانش‌جویی» محمل و میزبان مطالبه‌ی رهبر انقلاب گردید. پیام نوروزی رهبر انقلاب در فروردین 87 و پیام ایشان به مجلس هشتم به مناسبت آغاز به كار هشتمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی(7/3/1387) سرآغاز گفتمان «پیشرفت و عدالت» كه هم‌چون گفتمان عدالت‌خواهی در آغاز دهه‌ی 80، جنبش دانش‌جویی مهم‌ترین نقطه‌ی امید ایشان برای تثبیت این گفتمان بود.(الهه خانی ، مطالبات تحول ساز ، نقل از پایگاه اطلاع رسانی برهان ،
5 – یكی دیگر از تاثیرات انقلاب اسلامی بر موضوع عدالت این بوده است كه این مساله به عنوان یكی از شاخص های مهم مردم در ارزیابی میزان كارآمدی دولت های بعد از انقلاب اسلامی درآمده است به گونه ای كه حتی دولتی همچون دولت اصلاحات كه شعار توسعه سیاسی را بیش از هر شعار دیگری مبنای كار خویش قرار داده بود را می توان دولتی دانست كه بر اساس اعتقاد مردم به این شعارها به عنوان عنوان یك راهكار مهم در برابر شعارهای دولت توسعه گرای آقای هاشمی رفسنجانی كه اولویت را در مقایسه با عدالت اجتماعی و توسعه به توسعه داده بود ، توانست به جلب نظر مردم بپردازد . چرا كه حتی این دولت نیز به نفی ارزش عدالت اجتماعی نمی پرداخت بلكه در تعارض میان توسعه سیاسی و مظاهر آن از قبیل آزادی با موضوع عدالت ، اولی را در اولویت قرار داده و عدالت را در اولویت بعدی و راه رسیدن به عدالت را هم توسعه سیاسی می دانست (برای مطالعه در این زمینه رك : « فراز و فرود گفتمان عدالت در جمهوری اسلامی ایران » ، دكتر غلامرضا خواجه سروی ، دانش سیاسی ، سال سوم، شماره 6، صفحه 5-35 (31)، اسفند 1386) كه متاسفانه گذر زمان نشان داد كه این تز ، جز سیاست زدگی هر چه بیشتر جامعه و در نتیجه دلزدگی مردم از سیاست و نیز دور شدن هر چه بیشتر از مسیر عدالت نتیجه دیگری نداشت و به همین دلیل مردم برای تحقق عدالت اجتماعی سراغ دولتی رفتند كه شعار اصلی آن عبارت از عدالت اجتماعی بود كه نتیجه آن اقبال عظیم مردمی به دولت نهم و دهم بود كه نه تنها شعارش تحقق عدالت اجتماعی بود بلكه در عمل هم تلاش می كرد در سیره و منش شخصی از این موضوع پیروزی كند .
6 – تبدیل شدن موضوع عدالت به یكی از محوری ترین موضوعات تحقیق و پژوهش در دوران انقلاب اسلامی . به ویژه اینكه تحقق عدالت یكی از شعارهای محوری انقلاب اسلامی بوده و در نتیجه بررسی ابعاد مختلف آن به منظور تحقق نهایی آن ، یك ضرورت به شمار می آمد و حاصل این امر نیز برگزاری دهها همایش با عناوین مرتبط با عدالت و تالیف دهها جلد كتاب و نگارش هزاران مقاله با این موضوع بود . به گونه ای كه با جستجویی كوتاه در میان سایت هایی كه بخش هایی از مقالات مرتبط با این موضوع را جمع آوری كرده اند به آمار های جالبی بر می خوریم به عنوان مثال با جستجوی واژه «عدالت» در پایگاه مجلات تخصصی نور به 27472 عدد مقاله و با جستجوی واژه «عدل» به 15984 عدد مقاله بر می خوریم و این در حالی است كه قطعا صدها مقاله تحقیق شده در طی دوران پس از انقلاب اسلامی و به ویژه سالهای اول انقلاب اسلامی كه هنوز سخنی از اینترنت و رسانه های دیجیتال اینچنینی و فضاهایی همچون پایگاه مجلات تخصصی نور مطرح نبود ، وجود داشته است كه در این پایگاه ثبت نشده است و صدها مقاله دیگر نیز در حال تالیف است كه آنها نیز در این پایگاه درج نشده اند و علاوه بر آن برخی مقالات و پژوهش های انجام شده با موضوع عدالت ، در درون خود فاقد واژه های عدل و عدالت می باشند و در نتیجه با یك حساب ساده می توان دریافت كه آمار مربوط به این مقالات قطعا بسیار بیشتر از این عدد و رقم می باشد .
به هر حال ما امیدواریم كه حاصل این همه زحمت ها و تلاشها و تاثیرات متقابلی كه انقلاب اسلامی و جریان عدالت خواهی بر یكدیگر داشته اند این باشد كه درآینده ای نه چندان دور شاهد استقرار كامل عدالت در جهان باشیم و چه زیباست آن زمانی كه این امر با دستان با كفایت عدالت گستر واقعی جهان ،حضرت صاحب الزمان عج ، لباس واقعیت به خود بپوشد .



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عدالت خواهی و ظلم ستیزی دو ویژگی برجسته انقلاب اسلامی

بی گمان مهم ترین هدف پیامبران، عدالت خواهی و ظلم ستیزی بوده است. این هدف چنان دارای اهمیت است كه قرآن در آیه 25 سوره حدید به صراحت هدف از ماموریت های پیامبران و فرو فرستادن كتاب های آسمانی را آگاهی بخشی و روشنگری مردم نسبت به حقوق خود، بسترسازی برای نهضت و قیام توده های مردم در راستای عدالت اجتماعی و فراهم آوری بسترهای مناسب برای فرصت های برابر برمی شمارد.
انقلاب اسلامی كه برخاسته از همین بینش و نگرش است، در مقام تداوم بخشی و احیای آن، درهمین مسیر گام برداشته و برمی دارد، هرچند كه در همه دوره های زمانی به علل درونی چون خواسته های نفسانی برخی از رهبران و مدیران نظام سیاسی و یا علل و عوامل بیرونی چون استكبار جهانی كه بنیاد آن بر ظلم و بی عدالتی است، نتوانسته است این مهم را به درستی عملیاتی كند، ولی می توان گفت كه عنصر اصلی و مولفه اساسی قیام توده های مردم درسال 57 چیزی جز عدالت خواهی و ستم ستیزی نبوده است كه همان هدف اصلی حركت های همه پیامبران و مصلحان واقعی جهان بوده است.
نویسنده در این مطلب كوشیده تا با واكاوی آیات و آموزه های وحیانی قرآن، نقش كلیدی و اساسی عدالت خواهی را در انگیزه ها و اهداف انقلاب اسلامی و نیز به عنوان عامل اصلی ایجاد و بقای آن تبیین كند. هدف از بیان این مطلب در حقیقت تشریح یكی از محكمات انقلاب اسلامی است كه در صورت فقدان و یا عقب نشینی از آن، انقلاب اسلامی معنا و مفهوم خود را از دست می دهد و به مترسكی چون پیراهن عثمان و یا اسلام واژگونه تبدیل می شود. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

عدالت، رسالت انقلاب اسلامی

عدالت همه سویه و فراگیر، درمیان دیگر علل، عوامل و اهداف انقلاب اسلامی، برجسته ترین عنصر می باشد، به گونه ای كه اگر آن را از دایره مفاهیم انقلابی حذف كنیم، دیگر اثری از انقلاب اسلامی و محتوای آن برجا نمی ماند، زیرا انقلاب اسلامی به عنوان حركتی در راستای حركت ها و نهضت های پیامبران(ع) شكل گرفته است. از این رو، عنصر عدالت خواهی و ستم ستیزی نقش كلیدی را در آن ایفا می كند.
با نگاهی گذرا به اهدافی كه قرآن برای پیامبران و ماموریت ایشان تعریف كرده به آسانی می توان دریافت كه عدالت، قطب همه حركت ها و محور همه تلاش های پیامبران و مصلحان تاریخ بشریت بوده است.
خداوند همان گونه كه خود نظام هستی را بر پایه عدالت آفریده (آل عمران آیه 18) همچنین فرد فرد انسان ها را به عدالت و رعایت آن دعوت می كند (نساء آیات 3 و 58 و 127 و 125 و آیات بسیار دیگر) و به عنوان یك وظیفه عمومی و همگانی از ملت ها و جوامع بشری می خواهد تا آن را در جامعه به مورد اجرا گذارند تا از بركات و آثار ارزشمند آن، یعنی دست یابی به توحید واقعی (آل عمران آیه 18)، بهره مندی از امدادهای خاص الهی (بقره آیه 194)، محبت الهی (مائده آیه 42 و حجرات آیه 9 و ممتحنه آیه 8) و دست یابی به كمالات از طریق متاله شدن و خدایی گشتن (آل عمران آیه 18 و آیات دیگر پیش گفته و نیز نساء آیه 135) و دست یابی به سعادت و فرجام نیك در دنیا و آخرت (اسراء آیه 25) برخوردار گردند.
ریشه این خواسته الهی و ماموریت بشری را می بایست در ربوبیت الهی بر همگان جست كه خواهان عدالت و اجرای آن در میان همگان است (شورا آیه 15) و برپایی آن را در جامعه، هدف الهی از بعثت پیامبران و ارسال كتب آسمانی بر می شمارد. (حدید آیه 25)
ایجاد عدالت در جامعه، فلسفه تشریع میزان، دین، قوانین عادلانه (حدید آیه 25) و اقامه و برپایی آن از سوی توده های مردم به عنوان یك وظیفه، مسئولیت، فلسفه آفرینش و هدف خلقت، در آیاتی از جمله 29 و 187 سوره اعراف و 35 سوره اسراء و 181 و 182 سوره شعراء بیان شده است.
با نگاهی به نقش و ارزش عدالت در همه ابعاد زندگی بشر و بلكه هستی می توان دریافت كه چرا عدالت تا این اندازه ازنظر اسلام و قرآن و مصلحان تاریخ بشر از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و به عنوان دغدغه اصلی بشر و رهبران آن درآمده است؛ زیرا بدون عدالت هرگز سنگی روی سنگی بند نمی شود و جهان، پایدار و باقی نخواهد ماند؛ چه آنكه جهان بر پایه قسط و عدالت استوار است.
خداوند مومنان را موظف به رعایت عدالت در مسیر زندگی كرده است (شورا آیه 4) و همین امر موجب شده كه حركت توفنده انقلاب اسلامی برای برپایی عدالت و ستم ستیزی شكل بگیرد.
ایمان مردم به درستی راه پیامبران و نومیدی ازنظریه ها و دكترین های بشری برای ساختن جامعه ای برتر و متمدن موجب شد تا به بهره گیری از آموزه های وحیانی روی آورند و تلاش كنند آنرا در جامعه اجرایی كنند و عدالت همه سویه و فراگیر را بجویند.

عدالت خواهی، فطرت بشر

عدالت خواهی به عنوان یك امر كمالی، مطلوب و مقصود بشر است و انسان به طور فطری گرایش به آن دارد (نحل، آیه 90) و از ظلم و بی عدالتی می گریزد؛ زیرا كمال خواهی آدمی موجب می شود تا به عدالت به عنوان مهم ترین سازوكار رشد و تعالی و كمال بنگرد و تحقق و اجرای آن را بخواهد.
از این رو كسانی كه هم چنان بر فطرت الهی باقی مانده اند و به وسوسه های نفسانی و شیطانی، فطرت و طبیعت خدادادی خود را دگرگون نساخته اند، گرایش به عدالت داشته و با ستم به مبارزه برمی خیزند و از آن بیزاری می جویند. بر این اساس خداوند در آیاتی از جمله 135 سوره نساء و 8 سوره مائده و 85 سوره اعراف، اجرای عدالت و گرایش و گواهی به آن را به عنوان یك حق، مقتضای ایمان انسان می شمارد. به این معنا كه انسانی كه بر فطرت سالم و عقل سلیم است، به خداوند ایمان دارد و همین ایمان، وی را به سوی كمال دیگری چون عدالت می كشاند و اجرای آن را خواهان می شود.
آگاهی انسان به هدفمندی آفرینش و توجه به معاد و رستاخیز و حساب و كتاب آخرت موجب می شود تا اجرای عدالت را عاملی مهم برای قرار گرفتن در مسیر درست و امكان پاسخ گویی در رستاخیز قلمداد كند. از این رو خداوند در آیه 29 سوره اعراف چنین توجهی را پشتوانه خوبی برای اجرا و رعایت عدالت از سوی انسان و جوامع بشری معرفی می كند.

موانع اجرای عدالت

اكنون این پرسش مطرح می شود كه چرا انسان برخلاف فطرت خود، گرایش به امری ضدكمالی چون ظلم و ستم دارد؟ در پاسخ به این پرسش، قرآن پاسخ های چندی را ارائه می دهد كه بیانگر خروج انسان از فطرت سالم و عقل سلیم به اسباب درونی چون گرایش به هواهای نفسانی و اسباب بیرونی چون وسوسه های شیطانی است.
به عنوان نمونه در آیه 152 سوره انعام و نیز آیه 84 سوره هود و آیات 7 تا 9 سوره رحمان، سودجویی برخی از انسان ها را عاملی برای گریز از عدالت و توجه به ستمگری معرفی می كند؛ زیرا این افراد از حالات تعادل و سلامت فطرت بیرون رفته و خواهان سود و بهره مادی زودگذر دنیوی به جای اصالت بخشی به آخرت و سود بی پایان آن می باشند.
آیه 135 سوره نساء و نیز 48 سوره مائده و 15 سوره شوری به روشنی به مهم ترین عامل اصلی عدالت گریزی و ستم گرایی بشر اشاره می كند و آن را پیروی از هوای نفسانی بشر معرفی می كند. به این معنا كه پیروی از هواها و خواسته های بی پایان نفس، مهم ترین مانع در اجرای عدالت و گرایش انسان به ستمگری در این آیه معرفی می شود.
البته برخی از افراد و یا گروه های اجتماعی به سبب دشمنی و كینه با یك گروه و جناح اجتماعی و سیاسی، گرفتار ستمگری می شوند و مانع اجرای عدالت در جامعه می گردند. خداوند در آیات 2و 8 سوره مائده به این مانع جدی در سر راه اجرای عدالت اشاره می كند و با تهدید و نكوهش می كوشد تا این گروه ها و جناح های سیاسی و اجتماعی را نسبت به عواقب كار زشت خودشان آگاه سازد و ایشان را به سوی عدالت و اجرای آن ترغیب كند.
به هر حال، از موانع جدی اجرای عدالت در جوامع بشری می توان به دشمنی ها و كینه جویی های میان گروه ها و اقوام و جوامع بشری اشاره كرد.

انقلاب اسلامی، عدالت خواهی و ظلم ستیزی

انقلاب اسلامی، حركت توده های عظیم مردمی بود كه خواهان برپایی عدالت و ستم سوزی در جامعه در همه ابعاد آن بودند. از آن جایی كه مردم به این باور رسیده بودند كه جز راه پیامبران نمی تواند آنان را به عدالت فراگیر برساند، با تمسك به آموزه های وحیانی و سیره امامان معصوم(ع) حركت توفنده خویش را آغاز كردند.
آنها همانند امت های پیشین جان بر كف خواهان اجرای عدالت و برپایی آن شدند و در این راه همانند بسیاری از مصلحان و مؤمنان، جان خویش را از دست دادند تا به هدف خویش برسند. (آل عمران آیه21)
در این میان رهبری كه خود مجسمه عدالت و عدالت خواهی بود و در عمر خویش نه ستمی ورزیده و نه با ستمگری همراهی كرده بود (بقره آیه124 و اسراء آیه35)، رهبری توده های آگاه و خسته از بیداد را پذیرفت و مردم را به سوی شكست مستكبران و ظالمان، رهنمون كرد. این گونه بود كه انقلاب اسلامی بر پایه معیار عدالت خواهی و ستم ستیزی شكل گرفت و برای دست یابی به آن، رهبری عادل و عدالت خواه از جان و مال خویش مایه گذاشت.
البته گام نخست انقلاب، ستم سوزی و مبارزه با ستمگران و عدالت گریزان بود. آنان به این باور رسیده بودند كه با وجود رهبرانی ستمگر و مستكبر، امكان آن نیست تا عدالت در جامعه برقرار گردد. مرفهان ستم پیشه (انبیاء آیات11و 16) و ظالمانی كه قدرت خویش را زوال ناپذیر می دانستند (ابراهیم آیه44) اجازه نمی دادند تا جامعه به عدالت دست یابد و حقوق مردم رعایت شود.
آگاهی مردم به این مسایل موجب شد تا بر لزوم مبارزه و جهاد برای رفع ظلم ایشان به اتفاق برسند و به حكم الهی به جنگ آنها برخیزند. (نساء آیه75 و حج آیه39) ایشان می دانستند كه هدایت (نساء آیه186) و امنیت (انعام آیات 81 و 82) و بهره مندی از مغفرت و عنایات خاص الهی و بركات وی (نساء آیه168) تنها در اجتناب از ظلم و ستم و مبارزه با آن امكان پذیر است.
آنان دریافته بودند كه ریشه تمامی بدبختی هایشان كه به دنبال تفرقه و اختلاف میان توده های مردم پدیده آمده، زاییده سركشی و ظلمی است كه در جامعه رواج یافته است. ظلم و ستم، پیوندهای اجتماعی را سست و بی بنیاد كرده و اختلاف و تفرقه را میان امت و مردم افزایش داده و امنیت را به شدت تهدید می كند (بقره آیه213 و آل عمران آیه19 و مریم آیات 37 و 38 و شوری آیه14 و زخرف آیه65) بنابراین می بایست با ریشه كنی ظلم و ستم، جامعه را به اتحاد، انسجام و امنیت رسانید و فرصت های برابر برای همگان فراهم آورد.
البته ستمكاران نیز بی كار ننشستند و به مبارزه با توده های عدالت خواه برخاستند ولی از آن جایی كه كید ظالمان همانند كید شیطان، ضعیف است خون های ریخته شده عدالت خواهان گریبانگیر آنان شد و آنان چون حباب تركیدند و پراكنده شدند. (انبیاء آیه3 و آیات دیگر)

اصلاحات دایمی، جنگی دایمی با ظلم و فساد

هر چند كه انقلاب، گام های محكم و استواری برای برپایی و اجرای عدالت همه سویه و فراگیر برداشت، ولی از آن جایی كه در هر جامعه ای افرادی منافق وجود دارند كه همرنگ جماعت شده تا در سر فرصت توطئه كنند و معادله را بر هم زنند و به نفع خود، انقلاب را مصادره كنند و آن را از محتوا و اهدافش خالی نمایند، انقلاب اسلامی نیز گرفتار چنین افرادی بوده است.
البته برخی دیگر نیز آنان را همراهی كردند كه در آغاز همراه و همگام و هم فكرشان نبودند ولی دشمنی ها و كینه جویی های گروهی و جناحی از سویی (چنان كه قرآن گفته است) و رفاه زدگی و اتراف و اشرافیت از سوی دیگر، و نیز وسوسه های دشمنان عدالت و مستكبران جهانی از سوی سوم، موجب شد تا انقلاب اسلامی نتواند عدالت را چنان كه توده های مردم خواسته و برای آن قیام كرده بودند، اجرایی كند، بلكه نفوذ اهل نفاق قدیم و جدید و اشرافیت جدید در میان عدالت خواهان، موجب شد تا ظلم مضاعفی به نام عدالت خواهی و اجرای عدالت پدید آید و جامعه با شكاف بزرگی روبه رو شود. بطوری كه در دهه ای از انقلاب، توده های مردم خود را سرخورده دیدند و شكاف طبقاتی عمیقی پدید آمد. خشم توده ها این بار بسیار می توانست خسارت بار باشد، زیرا این دفعه فتنه هایی ایجاد شد كه امكان تشخیص حق از باطل و عدالت خواهان را از عدالت گریزان كم می كرد.
در این میان می توان با بهره گیری از موازین حق، در میان فتنه نیز اهل بصیرت بود و به جدایی دو جناح عدالت خواه و عدالت گریز دست یافت و موضع خود را مشخص نمود.
اصلاحات دایمی از آن رو لازم و ضروری است كه همواره گروه هایی از مردم در دام شیطان و وسوسه های نفسانی و شیطانی می افتند و به جای عدالت خواهی، عدالت گریز می شوند. اصلاحات دایمی كه بر پایه حق و عدالت شكل می گیرد به جامعه كمك می كند كه گروه های منحرف و گمراه را از صفوف رهبران جامعه بیرون كنند و آنان را به زباله دان تاریخ بفرستند، چنان كه ظالمان را به آن جا انداخته اند.
از نظر قرآن، پذیرش حكومت و ولایت ظالمان جایز نیست چنان كه جایز نیست انسان با عدالت گریزان همراه و همگام شود و ولایت و دوستی آنان را بپذیرد. از نظر قرآن كسانی كه اهل بصیرت نیستند و جاهل می باشند به سوی پذیرش ولایت و حكومت عدالت گریزان یا عدالت ستیزان می روند (جاثیه آیات 18 و 19) و اگر جامعه با آنها همراه شود و به جای همراهی با عدالت خواهان در كنار عدالت گریزان و یا عدالت ستیزان قرار گیرد باید خود را آماده حكومت ظالمان كند. (انعام آیه 129) به سخن دیگر، چنان كه امیرمؤمنان علی(ع) فرمود اگر كسی حكومت عدالت علوی را نپذیرد باید خود را برای حكومت معاویه و یزید و حجاج ثقفی آماده كند كه خون بی گناهان را همانند آب خوردن می ریخت.
اگر مردم امروز با عدالت خواهان نباشند، منتظر عراق و افغانستان و فلسطینی دیگر در ایران باشند كه ستمگران و مستكبران جهانی در آن حكومت خواهند كرد و خون و مال و عرضشان را بر باد می دهند.
خداوند در آیه 129 سوره انعام تبیین می كند كه اگر مردم به سوی عدالت خواهی و ستم ستیزی نروند و گرایشی به عدالت گریزان پیدا كنند، باید منتظر حاكمیت ستمگران باشند؛ و این سنت الهی است كه در همه جوامع بشری در طول تاریخ اجرا شده و خواهد شد.
بر این اساس اگر امروز ملت ایران جایگاه خود را به درستی نشناسد و در كنار عدالت خواهان واقعی قرار نگیرد و به عدالت گریزان و ستمگران روی خوش نشان دهد، سنت الهی بر ایشان جاری خواهد شد و مستكبرانی چون صهیونیست و آمریكای جهانخوار بر ایشان حكومت خواهد كرد. ولی بصیرت و آگاهی و هوشیاری مردم عدالت خواه ایران نخواهد گذاشت كه این امر تحقق یابد؛ زیرا ملت همانند سال 57 خواهان عدالت و اجرای آن هستند هر چند كه فتنه جویان و فتنه خواهان هزاران توطئه كنند و خون های بی گناهان را بریزند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 تیر 1395 :: نویسنده : سمانه سامانی
درک عدالت در میان جوانان

یكی از عوامل موثر بر روی درك از عدالت در میان جوانان، معیارهای پذیرفته‌شده عدالت می‌باشد، با در نظر گرفتن اینكه امید به موفقیت مالی یك متغیر كلیدی در تعیین گرایش نسبت به ابعادی از معیارهای عدالت می‌باشد كه بر روی درك عدالت تاثیر دارند، بنابراین در صورتیكه سیاستگذاریهای اجتماعی در جهتی حركت كنند كه ا مید به موفقیت مالی تابعی از میزان درآمد خانواده نبوده و همه افراد صرفنظر از موقعیت اقتصادی خودشان این امید را داشته باشند كه راهها و امكاناتی وجود دارد كه احتمال موفقیت مالی از طریق آنها ممكن است ، افراد جامعه را عادلانه‌تر ارزیابی خواهند كرد. نكته دیگری كه در مورد معیارهای عدالت باید به آن توجه كرد این است كه هرچقدر تعاریف دقیق تر و عام‌گرایانه‌تری از معیارهای عدالت وجود داشته و میزان بالایی از توافق عمومی دربارهء آنها بین مردم باشد و سازمانها و نهادهای اجتماعی براساس آنها عمل كنند، جامعه از نظر اعضای آن عادلانه‌تر خواهد بود. بنابراین اگر ما فرضیه تئوری كنش متقابل نمادی را بپذیریم كه براساس آن مفاهیم و معانی از طریق مذاكره اجتماعی به وجود آمده، انتقال یافته و تغییر می‌یابند پس می‌توان نتیجه گرفت برای شكل‌گیری، انتقال و تغییر معیارهای عدالت باید زمینه‌های تعامل و تبادل افكار از طریق گروههای داوطلبانه در تمام ابعاد اجتماعی، فرهنگی، هنری، سیاسی، اقتصادی فراهم شود. البته، مواردی كه به آنها اشاره شد ابعاد اجتماعی موثر بر درك عدالت بود، اما خصوصیات شخصیتی افراد نیز در رعایت معیارهای عدالت و پذیرش آنها تاثیر دارد. برای مثال شخصیت ماكیاولی یعنی شخصیتی كه از افراد دیگر، معیارها و اصول اخلاقی برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌كند. یكی از خصوصیاتی است كه برعكس‌العمل افراد نسبت به معیارهای عدالت تاثیر دارد.(1979:411 Weinstein and Blumstein) پس در بحث از عدالت علاوه بر ابعاد اجتماعی باید ابعاد شخصیتی نیز مورد توجه قرارگیرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 تیر 1395 :: نویسنده : سمانه سامانی


عدل و دادگستری

1- حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرموده اند: عدل در کشاکش های اجتماعی همانند سپر نگهبانی است که افراد در پناه آن از تعدّی دیگران محفوظ اند، و مانند بهشت پایداری است که همواره مردم از نعمت های آن برخوردارند.

منبع : نهج البلاغه ،خطبه 15

2- حضرت امام علی (علیه السّلام) ضمن وصایای خود به حضرت امام مجتبی (علیه السّلام) فرموده اند: فرزند عزیز در شئون زندگی و امور عبادی میانه رو باش و از افراط بپرهیز. روشی را انتخاب کن که در حدود توان و طاقت تو باشد و بتوانی آن را انجام دهی.

منبع : سفینة البحار ، جلد 2 ، (( قصد )) ، ص 431

عدالت اجتماعی

3- ابی مالک از حضرت امام سجاد (علیه السّلام) درخواست کرد که او را از جمیع طرق و مناهج دین آگاه سازد. حضرت در پاسخ او به عنوان قدر جامع تمام روش های اسلامی از سه مسئله انسانی و اخلاقی نام برد: سخن حق ، حکم به عدل، و وفاءِ به عهد

منبع : مستدرک جلد 2 ص 309

انصاف و عدالت

4- حضرت امام علی (علیه السّلام) در ضمن کلام خود فرمودند: هلا هر که مردم را نسبت به خود به انصاف نگرد، خدا او را جز عزت ندهد.

منبع : اصول کافی جلد 4، ص 431

5- حضرت امام صادق (علیه السّلام) می فرمایند: سه نفرند که نزدیکترین مردمند به سوی خدا عزوجل در قیامت تا فارغ شود از حساب خلائق: مردی که در حال غضب از قدرت خود نسبت به زیردستش سوء استفاده نکند و به او ستم نکند و مردی که میان دو نفر میانجی گردد و راه برود و به اندازه ی یک جو طرفداری از یکی آن ها نکند و مردی که درست گوید در آنچه به سود او است و در آنچه به زیان او است.

منبع : اصول کافی جلد 4، ص 431

6- حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: آیا شما را خبر ندهم به سخت تر چیزی که خدا آن را بر خلقش واجب کرده و سه چیز ذکر کرده که اول آنها این بود که: به انصاف حکم کردن میان خودش و مردم.

منبع : اصول کافی جلد 4، ص 431





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 تیر 1395 :: نویسنده : سمانه سامانی

امام صادق علیه‏ السلام :

ثَلاثَةُ اَشْیاءَ یَحْتاجُ النّاسُ طُرّا اِلَیْها: اَلاَْمْنُ وَالْعَدْلُ وَالْخِصْبُ ؛ (۱)سه چیز است كه همه مردم به آنها نیاز دارند: امنیّت، عدالت و آسایش.


۱ تحف العقول، ص ۳۲۰.


۲

امام صادق علیه‏ السلام :

اَلْعَدْلُ اَحْلى مِنَ الشَّهْدِ وَاَلْیَنُ مِنَ الزُّبْدِ وَاَطیَبُ ریحا مِنَ الْمِسْكِ؛(۱)عدالت از عسل شیرین‏تر، از كره نرم‏تر و از مُشك خوشبوتر است.


۱ كافى، ج ۲، ص ۱۴۷، ح ۱۵.


۳

امام صادق علیه‏ السلام :

اَلنّاسُ یَسْتَغْنونَ اِذا عُدِلَ بَینَهُمْ وَتُنْزِلُ السَّماءُ رِزْقَها وَتُخْرِجُ الاَْرْضُ بَرَكَتَها بِاِذْنِ اللّه‏ِ تَعالى؛(۱)هنگامى كه در میان مردم عدالت برقرار شود، بى‏نیاز مى‏شوند و به اذن خداوند متعال آسمان روزىِ خود را فرو مى‏فرستد و زمین بركاتش را بیرون مى‏ریزد.


۱ كافى، ج ۳، ص ۵۶۸، ح ۶.


۴

رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

عَدْلُ ساعَةٍ خَیْرٌ مِنْ عِبادَةِ سَبْعینَ سَنَةً قِیامِ لَیْلِها وَصِیامِ نَهارِها؛(۱)ساعتى عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است كه شب‏هایش به نماز و روزهایش به روزه بگذرد.


۱ مشكاة‏الأنوار، ص ۵۴۴.


۵

رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

اَعدَلُ النّاسِ مَن رَضِىَ لِلنّاسِ مایَرْضى لِنَفسِهِ وَكَرِهَ لَهُمْ ما یَكْرَهُ لِنَفْسِهِ؛(۱)عادل‏ترین مردم كسى است كه براى مردم همان را بپسندد كه براى خود مى‏پسندد و براى آنان نپسندد آنچه را براى خود نمى‏پسندد.


۱ نهج الفصاحه، ح ۳۴۰.


۶

رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

اِذا حَكَموا بِغَیْرِ عَدْلٍ اِرْتَفَعَتِ الْبَرَكاتُ؛(۱)هنگامى كه به غیر عدالت حكم كنند، بركت‏ها از بین مى‏روند.


۱ معدن الجواهر، ص ۷۳.


۷

امام على علیه‏ السلام :

اِجْعَلِ الدِّینَ كَهْفَكَ وَالْعَدْلَ سَیْفَكَ تَنْجُ مِنْ كُلِّ سوءٍ وَتَظْفَرْ عَلى كُلِّ عَدُوٍّ؛(۱)دین را پناهگاه و عدالت را اسلحه خود قرار ده تا از هر بدى نجات پیدا كنى و بر هر دشمنى پیروز گردى.


۱ غررالحكم، ج۲، ص ۲۲۱، ح ۲۴۳۳.


۸

امام على علیه‏ السلام :

اِنَّ الْعَدْلَ میزانُ اللّه‏ِ سُبْحانَهُ الَّذى وَضَعَهُ فِى الْخَلْقِ وَنَصَبَهُ لاِِقامَةِ الحَقِّ فَلا تُخالِفْهُ فى میزانِهِ وَلا تُعارِضْهُ فى سُلطانِهِ؛(۱)به‏راستى كه عدالت ترازوى (معیار) خداى‏سبحان است كه در میان خلق نهاده است و براى برپاداشتن حق نصب فرموده، پس در ترازوى خداوند با او مخالفت نكن و با حكومتش مقابله ننما.


۱ غررالحكم، ج۲، ص ۵۰۸، ح ۳۴۶۴.


۹

امام على علیه‏ السلام :

قُلوبُ الرَّعِیَّةِ خَزائِنُ راعیها فَما اَوْدَعَها مِنْ عَدْلٍ اَوْ جَوْرٍ وَجَدَهُ؛(۱)دلهاى مردم صندوقچه‏هاى حاكم است، پس آنچه از عدالت و یا ظلم در آنها بگذارد، همان را خواهد دید.


۱ غررالحكم، ج۴، ص ۵۲۱، ح ۶۸۲۵.


۱۰

امام على علیه‏ السلام :

اِسْتَعْمِلِ الْعَدْلَ وَاحْذَرِ الْعَسْفَ وَالْحَیْفَ فَاِنَّ الْعَسْفَ یَعودُ بِالْجَلاءِ وَالْحَیْفَ یَدْعوا اِلَى السَّیْفِ؛(۱)عدالت را اجرا كن و از زورگویى و ستمگرىبپرهیز زیرا زورگویى مردم را به ترك از وطن وامى‏دارد، و ستم آنان را به قیام مسلّحانه مى‏كشاند.


۱ نهج البلاغه، حكمت ۴۷۶.


۱۱

امام على علیه‏ السلام :

اَحْسَنُ الْعَدْلِ نُصْرَةُ الْمَظْلومِ؛(۱) بهترین عدالت یارى مظلوم است. 


۱ غررالحكم، ج۲، ص ۳۹۴، ح ۲۹۷۷.


۱۲

امام على علیه‏ السلام :

اِنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ فَرَضَ عَلى اَئِمَّةِ الْعَدْلِ اَنْ یُقَدِّروا اَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النّاسِ كَیْلا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقیرِ فَقْرُهُ؛(۱)

خداوند عزوجل بر پیشوایان عادل واجب كرده كه سطح زندگى خود را با مردم ناتوان برابر كنند تا فقیر را، فقرش برآشفته نكند.


۱ نهج البلاغه، خطبه ۲۰۹.


۱۳

امام على علیه‏ السلام :

اَلْعَدلُ اَفْضَلُ مِنَ الشَّجاعَةِ لاَِنَّ النّاسَ لَوِ اسْتَعْمَلُوا الْعَدْلَ عُموما فى جَمیعِهِمْ لاَسْتَغْنَوْا عَنِ الشَّجاعَةِ؛(۱)

عدالت بهتر از شجاعت است، زیرا اگر مردم همگى عدالت را درباره یكدیگر به‏كار گیرند، از شجاعت بى‏نیاز مى‏شوند.


۱ شرح‏نهج‏البلاغه ابن‏ابى‏الحدید،ح۲۰،ص۳۳۳،ح۸۱۶ .


۱۴

رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

مَهْدىُّ اُمَّتِى الَّذى یَمْلاَُ الاَْرْضَ قِسْطا وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما؛(۱)مهدى امت من كسى است كه هنگام پر شدن زمین از بیداد و ظلم، آن را پر از قسط و عدل خواهد كرد.


۱ كتاب سلیم بن قیس، ص ۴۲۹.


۱۵

رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

ما مِنْ اَحَدٍ یَكونُ عَلى شَى‏ءٍ مِنْ اُمورِ هذِهِ الاُْمَّةِ قَلَّتْ اَمْ كَثُرَتْ فَلا یَعْدِلُ فیهِمْ اِلاّ كَبَّهُ اللّه‏ُ فِى النّارِ؛(۱)هر كس كارى از كارهاى كوچك و یا بزرگ این امت را در دست بگیرد و در میانشان عدالت را اجرا نكند خداوند او را به رو، در آتش خواهد افكند.


۱ مستدرك على الصحیحین، ج ۴، ص ۹۰.


۱۶

امام على علیه‏ السلام :

لا عَدْلَ اَفْضَلُ مِنْ رَدِّ الْمَظالِمِ؛(۱)هیچ عدالتى بهتر از بازگرداندن حقوق پایمال شده نیست.


۱ غررالحكم، ج۶، ص ۴۱۵، ح ۱۰۸۴۱.


۱۷

امام على علیه‏ السلام :

مَنْ عَمِلَ بِالْعَدْلِ حَصَّنَ اللّه‏ُ مُلْكَهُ؛(۱)هر كس به عدالت رفتار كند، خداوند حكومتش را حفظ خواهد كرد.


۱ غررالحكم، ج۵، ص ۳۵۵، ح ۸۷۲۲ .


۱۸

امام على علیه‏ السلام :

اِنَّ فِى الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضاقَ عَلَیْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَیْهِ اَضْیَقُ؛(۱)به‏راستى كه در عدالت گشایش است و هر كس عدالت بر او تنگ آید، بى‏عدالتى بر وى تنگ‏تر خواهد بود.


۱ نهج البلاغه، خطبه ۱۵.


۱۹

فاطمه زهرا علیهاالسلام :

فَرَضَ اللّه‏ُ... العَدْلَ تَسكینا لِلْقُلوبِ؛(۱)خداوند عدالت را براى آرامش دل‏ها، واجب كرد.


۱ علل الشرایع، ج۱، ص ۲۴۸، ح ۲.


۲۰

امام صادق علیه‏ السلام :

لَمْ یَبْعَثِ اللّه‏ُ نَبیّا قَطُّ اِلاّ بِالْبِرِّ وَالْعَدْلِ؛(۱)خداوند هیچ پیامبرى را جز به نیكى و عدالت بر نینگیخت.


۱ بحارالأنوار، ج ۲۴، ص ۲۹۲.

۲۱

رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

اَلظُّلْمُ ثَلاثَةٌ: فَظُلْمٌ لایَغْفِرُهُ اللّه‏ُ وَظُلْمٌ یَغْفِرُهُ وَظُلْمٌ لایَتْرُكُهُ، فَأَمَّا الظُّلْمَ الَّذى لایَغْفِرُ اللّه‏ُ فَالشِّرْكُ قالَ اللّه‏ُ: «إنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ» وَأَمَّا الظُّلْمَ الَّذى یَغْفِرُهُ اللّه‏ُ فَظُلْمُ الْعِبادِ أَنْفُسَهُمْ فیما بَیْنَهُمْ وَبَیْنَ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الظُّلْمَ الَّذى لا یَتْرُكُهُ اللّه‏ُ فَظُلْمُ الْعِبادِ بَعْضُهُمْ بَعْضا؛(۱)


۱ نهج الفصاحه، ح ۱۹۲۴.


۲۲

ظلم سه قسم است: ظلمى كه خدا نمى‏آمرزد، ظلمى كه مى‏آمرزد و ظلمى كه از آن نمى‏گذرد، اما ظلمى كه خدا نمى‏آمرزد شرك است. خداوند مى‏فرماید: «حقا كه شرك ظلمى بزرگ است» و اما ظلمى كه خدا مى‏آمرزد، ظلم بندگان به‏خودشان میان خود و پروردگارشان است اما ظلمى كه خدا از آن نمى‏گذرد ظلم بندگان به یكدیگر است.


۲۳

رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

اِتَّقوا دَعْوَةَ الْمَظْلومِ وَإنْ كانَ كافِرا فَإِنَّها لَیْسَ دونَها حِجابٌ؛(۱)از نفرین مظلوم بترسید اگر چه كافر باشد، زیرا در برابر نفرین مظلوم پرده و مانعى نیست.


۱ نهج الفصاحه، ح ۴۸ .


۲۴

رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

مَنْ أَخَذَ لِلْمَظْلومِ مِنَ الظّالِمِ كانَ مَعىَ فِى الْجَنَّةِ تَصاحُبا؛(۱)هر كس داد مظلوم را از ظالم بگیرد، در بهشت با من یار و هم‏نشین باشد.


۱ بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۵۹، ح ۷۴.


۲۵

رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

إِنَّ النّاسَ إِذا رَأَوُا الظّالِمَ فَلَمْ یَأْخُذوا عَلى یَدَیْهِ أَوْشَكَ أَنْ یَعُمَّهُمُ اللّه‏ُ بِعِقابٍ مِنْهُ؛(۱)مردم آنگاه كه ظالم را ببینند و او را باز ندارند، انتظار مى‏رود كه خداوند همه را به عذاب خود گرفتار سازد.


۱ نهج الفصاحه، ح ۸۳۳ .


۲۶

رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

لِیَنْصُرِ الرَّجُلُ أَخاهُ ظالِما أَوْ مَظْلُوما إِنْ كانَ ظالِما فَیَنْهاهُ فَإِنَّهُ لَهُ نُصْرَةٌ وَإِنْ كانَ مَظْلوما فَیَنْصُرُهُ؛(۱)انسان باید برادر (دینى) خویش را یارى كند چه ظالم باشد چه مظلوم اگر ظالم باشد او را باز دارد كه این به‏منزله یارى كردن اوست و اگر مظلوم باشد یاریش كند.


۱ نهج الفصاحه، ح ۲۴۲۲.


۲۷

رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

یَقولُ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ: وَعِزَّتى وَجَلالى لأََنْتَقِمَنَّ مِنَ الظّالِمِ فى عاجِلِهِ وآجِلِهِ وَلأََنْتَقِمَنَّ مِمَّنْ رَأى مَظْلوما فَقَدَرٌ أَنْ یَنْصُرَهُ فَلَمْ یَنْصُرْهُ؛(۱)خداى عزوجل مى‏فرماید: به عزّت و جلالم سوگند كه از ظالم در دنیا و آخرت انتقام مى‏گیرم و از كسى هم كه مظلومى را ببیند و بتواند یاریش كند و نكند بى‏گمان انتقام مى‏گیرم.


۱ كنزالعمال، ج۳، ص ۵۰۵، ح ۷۶۴۱.


۲۸

امام باقر علیه‏ السلام :

مَا انْتَصَرَ اللّه‏ُ مِنْ ظالِمٍ إِلاّ بِظالِمٍ وَذلِكَ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ (وَكَذلِكَ نُوَلّى بَعْضَ الظّالِمینَ بَعْضا)؛(۱)خداوند هیچگاه از ظالم انتقام نگرفت مگر به وسیله ظالمى دیگر و این سخن خداى عزّوجلّ است كه: «و بدین سان ظالمان را به سزاى اعمالى كه مى‏كنند بر یكدیگر مسلّط مى‏كنیم».


۱ بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۳۱۳، ح ۲۸ .


۲۹

امام على علیه‏ السلام :

مَنْ طَلَبَ عِزّا بِظُلْمٍ وَباطِلٍ أَوْرَثَهُ اللّه‏ُ ذُلاًّ بِإِنْصافٍ وَ حَقٍّ؛(۱)هر كس عزّت را با ظلم و باطل طلب كند، خداوند به انصاف و حق ذلّت نصیبش مى‏نماید.


۱ شرح‏نهج‏البلاغه، ابن‏ابى‏الحدید، ج۲۰،ص۳۰۹،ح۵۳۶ .


۳۰

امام سجاد علیه‏ السلام :

اَللّهُمَّ إِنّى أَعوذُبِكَ مِنْ... أَنْ نَعْضِدَ ظالِما أَوْ نَخْذُلُ مَلْهوفا أَؤْ نَرومَ ما لَیْسَ لَنا بِحَقٍّ؛(۱)خدایا به تو پناه مى‏برم... از این كه ظالمى را یارى كنیم و یا مظلوم و دلسوخته‏اى را بى‏یاور گذاریم و یا آنچه حق ما نیست بخواهیم.


۱ صحیفه سجادیه، از دعاى ۸ .


۳۱

رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

رَحِمَ اللّه‏ُ عَبْدا كانَتْ لأَِخیهِ عِنْدَهُ مَظْلِمَةٌ فى عِرْضٍ أَوْ مالٍ فَجاءَهُ فَاسْتَحَلَّهُ قَبْلَ أَنْ یُؤْخَذَ وَلَیْسَ ثَمَّ دینارٌ وَلادِرْهَمٌ فَإِنْ كانَتْ لَهُ حَسَناتٌ اُخِذَ مِنْ حَسَناتِهِ وَإِنْ لَمْ تَكُنْ لَهُ حَسَناتٌ حَمَلوا عَلَیْهِ مِنْ سَیِّئاتِهِ؛(۱)


۱ نهج الفصاحه، ح ۱۶۵۷.


۳۲

خدا رحمت كند بنده‏اى را كه حلالیت بطلبد از برادرى كه به آبرو یا مال او تجاوز كرده، قبل از آن كه (در قیامت) از او بازخواست كنند، آنجایى كه دینار و درهمى نباشد، در نتیجه اگر شخص كار نیكى داشته باشد از آن بردارند و اگر نداشته باشد، از گناهان مظلوم برداشته بر گناهان او بیفزایند.


۳۳

رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

اِسْتَعیذوا بِاللّه‏ِ... مِنْ اَنْ تَظْلِموا اَوْ تُظْلَموا؛(۱)به خدا پناه ببرید از این‏كه ظلم كنید و یا زیر بار ظلم بروید.


۱ نهج الفصاحه، ح ۲۷۸ .


۳۴

امام على علیه‏ السلام :

خَیْرُ النّاسِ مَنْ اِنْ اُغْضِبَ حَلُمَ وَ اِنْ ظُلِمَ غَفَرَ وَ اِنْ اُسى‏ءَ اِلَیْهِ اَحْسَنَ؛(۱)بهترین مردم كسى است كه اگر او را به خشم آورند، بردبارى نماید و چنانچه به او ظلم شود، ببخشاید و چون به او بدى شود، خوبى كند.


۱ غررالحكم، ج۳، ص ۴۳۰، ح ۵۰۰۰ .


۳۵

امام على علیه‏ السلام :

اوصیكُما بِتَقْوَى اللّه‏ِ... وَ كونا لِلظّالِمِ خَصْما وَ لِلْمَظْلومِ عَوْنا؛(۱)شما را سفارش مى‏كنم به تقواى الهى... و دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید.


۱ نهج البلاغه، از نامه ۴۷.


۳۶

امام على علیه‏ السلام :

مَنْ اَشْفَقَ عَلى نَفْسِهِ لَمْ یَظْلِمْ غَیْرَهُ؛(۱)هر كس دلسوز خود باشد به دیگران ظلم نمى‏كند.


۱ غررالحكم، ج ۵، ص۲۳۱، ح ۸۱۱۹ .


۳۷

امام على علیه‏ السلام :

خَیْرُ الْمُلوكِ مَنْ اَماتَ الْجَوْرَ وَ اَحْیَى الْعَدْلَ؛(۱)بهترین فرمانروا كسى است كه ظلم را از بین ببرد و عدل را زنده كند.


۱ غررالحكم، ج۳، ص ۴۳۱، ح ۵۰۰۵ .


۳۸

امام باقر علیه‏ السلام :

لَیْسَ مِنّا وَ لا مِنْكُمْ مَنْ ظَلَمَ النّاسَ؛(۱)از ما نیست و از شما (شیعیان هم) نیست كسى كه به مردم ظلم كند.


۱ شرح الأخبار، ج ۳، ص ۴۸۸، ح ۱۴۱۴.


۳۹

رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

لَیْسَ شَىْ‏ءٌ اُطیعَ اللّه‏ُ فیهِ اَعْجَلَ ثَوابا مِنْ صِلَةِ الرَّحِمِ وَ لَیْسَ شَىْ‏ءٌ اَعْجَلَ عِقابا مِنَ الْبَغْىِ وَ قَطیعَةِ الرَّحِمِ؛(۱)هیچ طاعتى نیست كه پاداشش زودتر از صله‏رحم برسد و مجازاتى سریع‏تر از مجازات ظلم و قطع‏رحم نیست.


۱ نهج الفصاحه، ح ۲۳۹۸ .


۴۰

امام على علیه‏ السلام :

مَنْ باعَ نَفْسَهُ بِغَیْرِ نَعیمِ الْجَنَّةِ فَقَدْ ظَلَمَها؛(۱)هر كس خودش را جز به نعمت بهشت بفروشد، براستى كه به خویشتن ظلم كرده است.


۱ غررالحكم، ج۵، ص ۴۵۸، ح ۹۱۶۴.


۴۱

لقمان حكیم علیه‏ السلام :

یا بُنَىَّ اِذا دَعَتْكَ القُدْرَةُ عَلى ظُلْمِ مَنْ هُوَ دونَكَ فَاذْكُرْ قُدْرَةَ اللّه‏ِ عَلَیْكَ؛(۱)فرزندم هرگاه قدرت، تو را به ظلم بر زیردستت فرا خواند، قدرت خدا را بر خودت به یادآور.


۱ ارشاد القلوب دیلمى، ج۱، ص ۷۲.


۴۲

رسول اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

مَنْ اَصْبَحَ لا یَهِمُّ بِظُلْمِ اَحَدٍ غَفَرَ اللّه‏ُ مَا اجْتَرَمَ؛(۱)هر كس صبح كند و قصد ظلم كردن به كسى را نداشته باشد، خداوند جُرم و گناه او را مى‏بخشد.


۱ كافى، ج ۲، ص ۳۳۲، ح ۸ .






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 تیر 1395 :: نویسنده : سمانه سامانی

اسلام و مسئله عدالت اقتصادی

اقتصاد

بخش اقتصاد- در هر مکتب فکری که در نظر بگیریم و با هر عقیده ای مسئله ای مثل عدالت همواره مد نظر بوده و همه مکاتب و جریانهای فکری که به نوعی با انسانها سر و کار دارند به دنبال تامین عدالت هستند. در این میان تعالیم دینی که به عنوان چراغ راه بشر و از طریق وحی در اختیار بشر قرار گرفته به بهترین نحو می تواند تعریف عدالت و حدود آن را معلوم کند و این موضوع مهمی است چون یکی از دشواری های پرداختن به موضوعی مثل عدالت فراوانی تعاریف و وجود اختلاف نظرها در تعریف آن است.بد نیست اگر در اینجا نظر تعدادی از صاحبنظران اقتصاد اسلامی را ذکر کنیم:

آیت الله مطهری عدالت اجتماعی را ایجاد شرایط برای همه به طور یکسان و رفع موانع برای همه به طور یکسان تعریف میکند. برای عدالت اقتصادی تعاریف متعددی ارائه شدهاست. موسویان عدالت اقتصادی را رفاه عمومی و ایجاد تعادل و توازن در ثروتها و درآمدها تعریف میكند.عیوضلو عدالت اقتصادی را یافتن راهکارهایی که براساس آنها حقوق اقتصادی افراد، گروهها و حتی اموال تعیین میشود، تعریف میكند

روش اقتصادی اسلام بر سه اصل مهم استوار است و به كمك همین اصول از اقتصاد سرمایه داری و سوسیالیستی متمایز می گردد:

الف: اعتقاد به مالكیت خصوصی و عمومی:

بر خلاف نظام اقتصادی سرمایه داری و سوسیالیستی در اسلام انواع مختلف مالكیت همزمان و با هم قابل قبول است . زیرا از دیدگاه اسلام مالكیت خصوصی ، عمومی و دولتی قابل پذیرش و معتبر است.

نظریه اقتصادی اسلام از زیربنای فكری و عقیدتی این مكتب سرچشمه می گیرد كه بخت و بررسی این موارد از حد این نگاشته خارج است.

ب : آزادی اقتصادی در محدوده ای مشخص:

آزادی اقتصادی از نظر اسلام در چهارچوب ارزشهای اخلاقی و معنوی محترم است لذا اسلام مانند نظام اشتراكی آزادی را نفی نمی كند و مانند نظام سرمایه داری آن را نامحدود نمی داند. بلكه به مردم اجازه می دهد تا در راستای آرمان های بلند الهی از آزادی اقتصادی به عنوان وسیله ای برای پیشرفت و تكامل استفاده كنند.

ج: عدالت اجتماعی:

عدالت اجتماعی از نظر اقتصاد اسلامی با تامین زندگی متوسط اجتماعی برای فقر او جلوگیری از انباشته شدن بیش از حد ثروت در دست اغنیاء تحقق می یابد

نظام توزیع ثروت در اسلام به نحوی پی ریزی شده است كه قادر است عدالت اجتماعی را در جامعه پیاده نماید. در اولین خطبه رسول اكرم (ص) پس از تشكیل حكومت اسلامی مطالبی آمده است كه اهتمام اسلام به عدالت اجتماعی را نشان می دهد. رسول اكرم (ص) در آن خطبه مردم را به انفاق تشویق می فرماید و لو به اندازه نصف خرما باشد و سپس بین انصار و مهاجرین عقد اخوت برقرار می نماید.

در یك نگاه جامع تر می توان اقتصاد اسلامی را اقتصادی واقع گرا، اخلاق گرا و دانش مدار دانست.اقتصاد اسلامی را به این دلیل ، اقتصادی واقع گرا می دانیم كه اهداف آن با فطرت و طبیعت آدمی سازگار است به گونه ای كه آدمی بدون اكراه و اجبار آن را می پذیرد. رمان ها و اهداف اقتصاد اسلامی ، اموری قابل تحقق و واقعی هستند، در نتیجه صرفا به راهنمایی و نصیحت بسنده نمی كند و در تمام مراحل برای تحقق اهداف خویش تدابیر عملی اندیشیده است.

اخلاق گرایی اقتصاد اسلامی نیز از آن جا آشكار می شود كه بر خلاف نظام اقتصادی ماركسیستی كه ابزار تولید را تعیین كننده اهداف اقتصادی می داند، اهداف اقتصادی اسلام آمیزه ای از عوامل مادی و معنوی است یعنی اقتصاد اسلامی در راستای تحقق ارزشهای اخلاقی گام بر می دارد . ارزشهایی كه برای حیات یك جامعه ضرورت دارد. بر این اساس پاره ای از مالیات ها و حقوق مالی در اسلام جزء عبادات محسوب می شود و مسلمانان به انگیزه جلب رضایت خداوند به پرداخت آن مبادرت می نمایند

اسلام، فرد و جامعه

عدالت در اسلام ، در تمام زمینه ها ، به خصوص در بخش اجتماعی و اقتصادی ، در ایده ئولوژی اسلامی ریشه دارد ، بلکه عدالت ، پایه ای از پایه های آن است و در ارکان دیگران، تأثیر بسیاری دارد. عدالت ، در همه مرحله های زندگی انسان ، چه فردی و چه جمعی ، در قرآن کریم ، بازتابی از عدالت حاکم بر گیتی شمرده می شود. گیتی ، در نگرش اسلامی بر پایه عدل و حق پایه گذاری شده است و کسی که برای دین می کوشد و برای رستگاری می جوشد ، باید در رفتارش عادل باشد و با آفرینش هماهنگ ، وگرنه او جسمی است غریب و ناآشنا در جهان ، و طرد شده و ناکام که در فراموشی و بی توجهی پیچیده می شود.این نکته اساسی ، هم بر فرد و هم بر جامعه ، حاکم است.

بنابراین پیوند میان مسئولیت فردی و مسئولیت اجتماعی برای تحقق عدالت ، یکی از ابعادی است که در این باره ، در اقتصاد اسلامی در نظر گرفته شده است. فرد طبق روایت" کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته" ، درباره سلامت اجتماع مسئول است ، زیرا او به امر به معروف و نهی از منکر مکلف است و نیز هر آنچه از مال ، نیرو ، تجربه و حتی تندرستی و توان بدنی دارد ، تنها ثمره تلاش شخصی او نیست ، بلکه دیگران ، چه معاصران و چه آنان که در گذشته بوده اند ، در تشکیل و ایجاد آنها شریک هستند. داستان او داستان درختی است که ثمره می دهد. درست است که میوه را شاخه ای از آن درخت می رویاند؛ ولی آن درخت با همه شاخه ها و برگ ها و ریشه هایش در میوه دادن شریک اند از هوا ، خورشید ، آب ، زمین و ... و دیگر عوامل طبیعی و از تلاش های گوناگون بشری استفاده می کنند.

در یک کلمه ، فرد بر آنچه دارد امین است و در برابر جامعه ، بلکه در برابر گذشته و آینده ، باید پاسخ بدهد.این نوع نگاه ، تأکید می کند که فرد حق ندارد آنچه نزد او است ، احتکار کند یا تلف کند یا مهمل و بدون استفاده بگذارد

عدالت اقتصادی

درباره رابطه افراد با هم ، آنچه از قرآن و روایات به دست می آوریم ، این است که افراد بشر ، همگی ، یک پیکر را تشکیل می دهند و هنگامی که عضوی به درد آید ، دگر عضوها را نماند قرار ، و همه دارایی ، جان ها و پیمان هاشان برای همه است! این نکته ، بعد دیگری است که به موضوع جامعه و پیدایش آن ، روشنی تازه ای می دهد. اینها را از آیات زیر می توان به دست آورد : "لاتأکلوا أموالکم بینکم بالباطل" و "لایغتب بعضکم بعضأ" و "بعضکم من بعض".

عدالت را از یک نوع حس فردی آغاز می کند و سپس آن را به تلاش فردی از یک سو ، و یک حرکت جمعی مردمی از سوی دیگر رشد می دهد ، و آن گاه عدالت را در جامعه انسانی ، با گرایش عمومی و تمایل نوع بشر به آن ، رشدی مضاعف می دهد.

البته باید دانست که این ایثار و از خودگذشتگی ، نباید به فراموش کردن حق خویشان نزدیک بینجامد ، همان طور که معمولاً این فراموشی در زمانی که فردی به مرحله سخاوتمندی می رسد ، تحقق می یابد. شاید مقصود آیه شریفه "ولاتجعل یدک مغلولة الی عنقک و لاتبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا" ، نیز همین باشد (که نباید هم نوع خواهی انسان سبب شود که خود او هم نادار گردد).

و اما نقش دولت اسلامی در این بین چیست؟

دولت اسلامی موظفاست وسایل زندگی عمومی مردم را تأمینكند. برای انجام این وظیفه دولت دوگونه اقدام میتواند انجام دهد:

1. دولت اسلامی مستقیماً در اموراقتصادی دخالت میكند و واحدهای مختلفاقتصادی را تأسیس و هدایت مینماید.

2. دولت اسلامی میتواند از طریق اعطای تسهیلات و داراییهای لازم امكانات و وسایل فعالیتهای مولد و مفید اقتصادی را در اختیار افراد قرار دهد. به عبارت دیگر، دولتاسلامی زمینه رفع مشكلات مردم را فراهم می آورداقدام اول از طریق تأمین اجتماعی و اقدام دوم از طریق توازن اجتماعی صورت می گیرد.

1. تأمین اجتماعی

در مكتب اقتصادی اسلام، تأمین اجتماعی بر دو پایه استوار است، اول اصل همكاری و سرپرستی همگانی، دوم حق مردم در درآمدهای بخش دولتی. اصل اول مربوط به مسئولیت متقابل عموم مردم نسبت به یكدیگر است و تنها ضرورت تأمین نیازهای اساسی مردم را در نظر میگیرد ولی اصل دوم سطح بالاتری از نیازهای اساسی را مورد توجه قرار میدهد. دین اسلام همه انسانها را موظف ساخته كه از مازاد درآمد خود به نیازمندان كمك كنند.

در مكتب اقتصادی اسلام، تأمین اجتماعی هم جنبه اخلاقی دارد و هم از راهگرفتن مالیات صورت میگیرد. یعنی اصل اخلاقی با اصل اجرایی(قانونی)هماهنگ هستند. وظیفه دولت اسلامی در مورد اصل اول، الزام مردم به انجام تكالیف شرعی است.

در مورد اصل دوم، دولتاسلامی موظف است به طور مستقیم زندگی مناسبی برای افرادی كه سطح زندگی آنها پایینتر از حد متعارف جامعه می باشد را تأمین نماید.

2. توازن اجتماعی

منظور از توازن اجتماعی، ایجاد یك نظام عادلانه برای توزیع درآمد و رفاه است. انسانها از لحاظ پایداری در برابر مشكلات، قدرت اتخاذ تصمیم، هشیاری، خلاقیت و دیگر تواناییهای شخصی دارای تفاوتهای فردی هستند و این تفاوتهای فردی موجب تفاوت در درآمد و ثروت افراد میشود اما انسانها نیازهای اولیه (مسكن، خوراك، پوشاك،بهداشت،آموزش و امنیت) مشابهی دارند. در اسلام كار مبنای مالكیت و حقوق مالكانه می باشد

با توجه به تفاوتهای فردی همه افراد قادر به تأمین نیازهای اولیه خود نیستند. چون تمامی افراد نمیتوانند از طریق كار نیازهای اولیه خود را بر طرف كنند لذا بر دولت اسلامی است كه نیازهای اولیه را برای تمام افراد جامعه كه امكان تأمین آن را ندارند، تأمین نماید.

ابزارهای اجرای توازن اجتماعی

توازن اجتماعی در برگیرنده سطح زندگی عمومی یكسانی برای همه مردم میباشد. دولت اسلامی برای اجرای توازن اجتماعی ابزارهایی در اختیار دارد كه عبارتند از:

الف. مالیاتهای ثابت

ب. سرمایه گذاری و سایر فعالیتهای بخش دولتی

پ. اختیارات قانونی دولت اسلامی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 تیر 1395 :: نویسنده : سمانه سامانی
عدالت اجتماعی

عدالت اجتماعی از اصطلاحات علوم اجتماعی و علوم سیاسی است و همواره آرزوی انسان بوده است.

تعریف عدالت اجتماعی


عدالت اجتماعی به معنای رعایت تناسب، استحقاق ها و شایستگی‏ ها در ساحت اجتماع است. در این تعریف، هر گروه و صنف و طبقه‏ای باید در جایگاه شایسته خویش جای گیرد و در پی جایگاه دیگران برنیاید. عدالت اجتماعی مبتنی بر احوال و افعال اعضای جامعه است و مرتبت هر کس بنابر استحقاق و استعداد او تعیین می‏شود .

عدالت و اسلام


نگاه دین مبین اسلام به عدالت با مکاتب بشری متفاوت است.
اهمیّت عدالت در اسلام از آن‌جا سرچشمه می‏گیرد که بنابر آموزه‏های اسلامی، خداوند، عادل است و همه افعال الهی عین دادگری و عدالت‏ اند و ستم و افراط و تفریط بدان‏ها راه ندارد. عدل در تشیع اهمیّتی ویژه دارد؛ چونان که از اصول دین و مذهب به شمار می‏آید. قرآن کریم، برای بعثت پیامبران و نزول کتب آسمانی از دو هدف یاد می‏کند: برقرار ساختن عدالت میان انسان‏ها و تأمین سعادت دنیوی و اخروی آنان و دیگر هدایت انسانها از تاریکی‏های شرک و کفر به سوی نور توحید و بندگی خدا. انسان موظّف است بر پایه تعالیم دینی، فعّالیت‏های فردی و اجتماعی خویش را با عدالت همراه سازد و از این گذر به سعادت دست یابد.

عدالت اجتماعی در سیره معصومین (ع)


چون پیامبر اسلام (ص) به مدینه هجرت کرد و حکومت دینی خویش را بنیان نهاد، عدالت اجتماعی از پایه‏های آن بود. در نظام‏نامه‏ای که پیامبر (ص) پدید آورد و به مثابه قانون اساسی مدینة النبی بود، آشکارا می‏توان سلطه قسط و عدل را بر همه اصول و قوانین بازدید. در این نظام‌نامه، هر کس و هر گروه و جماعتی بر سر جای خویش بود و روابط مسلمانان با دیگر طوایف نیز در آن به گونه‏ای عدالت‏محورانه تشریح گشته بود . امام علی (ع) نخستین امام معصوم (ع) نیز حکومت خویش را با عدالت‏گستری آغاز کرد و از ویژگی‏های مشهور او سخت‏گیری‏اش در دادگری و قسط و عدل بود. عهدنامه مالک اشتر امام علی (ع) که با تفصیل تمام، چگونگی رفتار عادلانه حاکم اسلامی را با صنف‏های گوناگون جامعه بیان می‏کند، گواهی روشن بر این حقیقت است. بنابر معتقدات شیعی، عدالت راستین و جهانگیر آن‌گاه حاصل می‏آید که دوازدهمین امام معصوم (ع) ظهور کند و حکومت جهانی خویش را بنیان نهد. در روایتی از پیامبر اسلام (ص) آمده اس
ت: «دنیا به پایان نمی‏رسد مگر مردی از اهل بیت من ظهور کند.... او زمین را از قسط و عدل سرشار می‏کند؛ همان‌سان که پیش از او از ستم پر می‏شود.»




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سمانه سامانی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic